امروز پنج شنبه, 03 مهر 1399 - Wed 09 23 2020

منو

تحولات ازدواج

alasvand

 

معاونت پژوهش مدرسه، به مناسبت هفته ی پژوهش، نشستی با سخنرانی خانم دکتر علاسوند تحت عنوان "تحولات ازدواج" برگزار کرد.گزیده ای از نکات بیان شده در این نشست به شرح ذیل می باشد:

در ابتدا خانم دکتر علاسوند مقدمه ای را بیان نمودند مبنی بر اینکه شاید موضوع نشست های علمی و تخصصی بعضا دغدغه ی شخصی یا مسئله‌ی مبتلابه فردی نباشد اما حوزویان به دلیل ضرورت اشراف بر مسائل روز باید با آن ها آشنا باشند. اهم مطالب بیان شده به شرح ذیل می باشد:

تغییر مفاهیم در حوزه مباحث زنان در مجامع بین المللی

یکی از مسائل مهم در مباحث علمی رشته ی مطالعات زنان، تغییر برخی مفاهیم و مفهوم سازی های جدید در راستای سیاست های کلان جهانی است که از باب نمونه می توان به تغییر معنایی واژه ی gender(جنسیت)طی سالهای گذشته اشاره نمود.

تا قبل از دهه ی60 و 70 میلادی هروقت اصطلاح Sex equalities یا Gender eqalities بیان می شد ، به معنی تفاوت های زن و مرد بود یعنی کلمه یGender وSex به یک معنا بود و در اسنادی مانند فرم های اطلاعات شخصی که توسط افراد پر می شوند،نوشته می شد زن یا مرد و یا مذکر یا مونث (Male,Female). بعد از دهه ی 60 و 70 میلادی جریان های فمینیستی ایده ای را مطرح کردند که شاید تا شش و هفت دهه ی بعد موج نظریه سازی فمینیستی روی همین اصطلاح سازی و مفهوم سازی واژه ی جندر مبتنی بود .اینطور طرح مسئله کردند که بخش عظیمی از تفاوت های زن و مرد، زمینه ی بیولوژیکی، هورمونی و طبیعی ندارد بلکه زاییده ی فرهنگ ، تربیت، خانواده ، اجتماع ، رسانه و یا ... است یعنی اصطلاحا یک برساخت ( اصطلاح رایج در علوم اجتماعی ) است .

بنابراین واژه های جندر و سکس را از هم جدا کردند و گفتند جندر به معنی تمام زنانگی و مردانگی که ناشی از فرهنگ و تربیت و رسانه است و سکس تنها به معنی تفاوت های بیولوژیکی است و آن تفاوتی که می توان از آن دفاع کرد به عنوان یک تفاوت با منشا طبیعی، چیزی جز نقش تولید مثل زن نیست و این به آن معناست که حتی مادری نقش بیو لوژیک نیست و مادری تا وضع حمل، بیولوژیک است و پس از جدایی فرزند از مادر نقش مادری صرفا یک نقش اجتماعی است در نتیجه تفاوت زن و مرد بسیار کوچک شد بنابر این نظریه، تمام تفاوت های روانی، رفتاری، عاطفی و ذهنی مرد و زن هیچکدام منشا طبیعی ندارد.

در سال 2000 این مطلب بطور جدی وارد اسناد رسمی بین المللی حوزه ی زنان و خانواده شد. از این سال به بعد به جای دو جنسیت مرد و زن، طیفی از جنسیت و با نام LGBT (مخفف جنسیتهای متفاوت یعنی زنان همجنس گرا و مردان همجنس گرا و دو جنسیتی ها و ترنس‌ها می باشد) بوجود آمد.

از سال 2000 به بعد هیچ گردهمایی و همایش بین المللی نبوده است که درباره ی حقوق LGBTها صحبت نشود . بخش مهمی از این برنامه ی جامع جنسی که مدام در کشورهای مختلف مورد بحث است و یک بار هم در سند 2030 آمده ، به رسمیت شناختن همین گروه ها می باشد. جریان های فمینیستی دانشگاهی و سیاستمداران نظام سلطه برای علمی سازی و قانونی کردن این انحرافات اخلاقی و جنسی تلاش زیادی کردند همچنین رسانه ها برای عادی سازی و اقناع افکار مردم به شدت در حال کار کردن هستند.

سیر تحولات ازدواج و علل آن

دکترعلاسوند در ادامه به موضوع اصلی بحث یعنی تحولات ازدواج پرداختند و اینطور ادامه دادند که در خصوص ازدواج دو گروه در جامعه‌ی ما وجود دارند: گروه اول افرادی هستند که بدون اعتقاد به مبنا یا هنجاری به راحتی خود را تحت نفوذ تغییرات زمانه قرار می دهند و دغدغه ای برای ازدواج رسمی و شرعی ندارند.

گروه دوم کسانی هستند که به قوانین دینی و اخلاقی پایبند هستند. برای این گروه ،ازدواج با توجه به تغییرات و تحولاتی که در مفاهیم اصلی این پدیده مانند تغییر در مفهوم عشق،پاکدامنی و بکارت،تعهد در رابطه و غیره ایجاد شده است، دچار از جاکندگی(اصطلاحی در علوم اجتماعی) شده است که نتیجه اش سرگردانی این گروه در مواجهه با ازدواج است.

مثلاً عشق در ادبیات گذشته به معنی عشق قبل از وصال‌ و مقدس بود که در آن وصالی نبود، بعد تبدیل شد به عشق رمانتیک و پس از آن صرفا تبدیل به حسی جنسی شد. همچنین از بین رفتن ضرورت باکرگی دختران قبل از ازدواج باعث ایجاد تغییرات منفی در ازدواج شده است چرا که ضرورت پاکدامنی نیازمند ساختار تمدنی و رسانه ای متفاوت است. اهمیت این مطلب، بحثی بنیادی است و بنابر بیان علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،بخش اعظم احکام اسلام پیرامون ازدواج صحیح و مشروع و در نتیجه نسل مشروع است و اگر این اصول از حیات بشر برداشته شود همه ی احکام اسلام مانند ارث و عفت بی اثر خواهند بود.

از دیگر تحولات غلط افراط در فرهنگی کردن مقوله ازدواج است که نتیجه اش شرط و شروط های مادی و معنوی ای است که باعث تجرد خیل وسیعی از جوانان کشور شده است غافل از آن که ازدواج اساسی طبیعی دارد.

در نتیجه مسائل جنسی هم تحولات عجیبی پیدا کرده است و نیازهای جنسی زن یا مرد در بستر خانواده ارضا نمی شود و افراد در حال شکستن مفاهیم دینی خود هستند و از حد قانونی و دینی خود تجاوز می کنند .

بخش دیگری از تحولات ازدواج ، تغییر مفاهیم معنوی ازدواج است و تبدیل آن ها به مفاهیم جایگزین است مانند آرامش روانی که دو نوع است که یکی از آن ها ناشی از روابط زناشویی است؛ اگر بعد از این رابطه زن و شوهر بیشتر به هم علاقمند می شوند یعنی رابطه ی جنسی بی نقصی دارند و این به معنی همان نکته ای است که در تفسیر مجمع البیان در تفسیر مودت و رحمت به آن اشاره شده است که ناشی از روابط جنسی است.

نوع دیگر از آرامش روانی ناشی از مصاحبت با جنس مخالف است که گاهی حتی شامل غر زدن ، جدال کردن و توبیخ کردن طرف مقابل می شود.

بنابراین متاسفانه مفهوم آرامش هم دچار ازجاکندگی شده است و روابطی مانند دوستی اجتماعی جایگزین آرامش در بستر روابط زناشویی و همسران شده است.

در ادامه جلسه، به پرسشهای طلاب در زمینه ازدواج موقت، تعدد زوجات و... پاسخ داده شد. در این جلسه سایت مرکز تحقیقات خانواده معرقی و از طلاب خواسته شد که بیانیه های تحلیلی و "درس گفتارها" که یکدوره مطالعات زنان محسوب می شود را در این سایت دنبال کنند.

همچنین کتابهای «قدرت زن» و «آیین شوهرداری» نوشته لارا شلسینگر جهت مطالعه طلاب متأهل معرفی گردید.

به طلاب توصیه شد که برای کارهای تبلیغی از کتاب "جنگ علیه خانواده" نوشته ویلیام گاردنر، استفاده کنند.

در آخر مراسم از طلاب برتر و شایسته تقدیر همایش مقاله نویسی با عنوان اقتصاد خانواده با رویکرد دینی، تقدیر به عمل آمد.

 

hedye

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد