Warning: session_start(): Cannot send session cookie - headers already sent by (output started at /home2/zeinabek/public_html/index.php:1) in /home2/zeinabek/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 532

Warning: session_start(): Cannot send session cache limiter - headers already sent (output started at /home2/zeinabek/public_html/index.php:1) in /home2/zeinabek/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 532
سی یا سی http://zbrs.ir/cultural/political.html Wed, 22 Aug 2018 00:44:27 +0430 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir آیا انرژی هسته‌ای هم «عَفِن» است؟/ داستان میرزا ملکم‌خان‌ها و صنعت هسته‌ای http://zbrs.ir/cultural/political/423-آیا-انرژی-هسته‌ای-هم-«عَفِن»-است؟-داستان-میرزا-ملکم‌خان‌ها-و-صنعت-هسته‌ای.html http://zbrs.ir/cultural/political/423-آیا-انرژی-هسته‌ای-هم-«عَفِن»-است؟-داستان-میرزا-ملکم‌خان‌ها-و-صنعت-هسته‌ای.html

پاسخ به یک شبههnaft

 

 

آیا انرژی هسته‌ای اساسا چیز به درد بخوری نیست و هزینه‌هایی که برای آن می پردازیم، بیجا است؟   

 بعد از گذشت چند روز از بیانیه لوزان، همچنان واکنش‌ها و تحلیل‌های متفاوتی اعم از مخالفین و موافقین وجود دارد. شاید بتوان گفت که بیشترین نگاهها در مورد بیانیه لوزان، توازن و عدم توازن تعهدات طرفین، میزان قابل اعتماد بودن طرف غربی، لغو کلیه تحریم‌ ها و همچنین حفظ دستاوردهای هسته ای کشورمان است که این موضوعات بازتاب های گسترده ای را در میان رسانه های داخلی و خارجی به همراه داشت، اما یکی از نکاتی که برای ثبت در تاریخ باید به آن پرداخته شود نقش روشنفکرنمایان در تحلیل مذاکرات هسته‌ای است.

رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام به بیان نکاتی درباره مذاکرات هسته‌ای پرداختند که بازتاب گسترده‌ای را در میان رسانه‌های خبری و خبرگزاری‌های جهان به همراه داشت.

ایشان در قسمتی از فرمایشات خود فرمودند: «من یک خواسته‌هایی از مسئولین داشته‌ام که این را به آنها عرض کردم، گفتم و روی آنها اصرار دارم. یکی این مسئله است که بدانند دستاورد کنونی هسته‌ای ما چیز باارزشی است؛ این را بدانند؛ به چشم کم‌ارزش و چیز سبک به آن نگاه نکنند؛ چیز با ارزشی است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور، یک ضرورت است. اینکه بعضی از روشنفکرنماها قلم بردارند و قلم بزنند که آقا ما صنعت هسته‌ای را میخواهیم چه‌کار کنیم» این فریب است؛ این شبیه همان حرفی است که زمان قاجارها وقتی نفت کشف شده بود و انگلیسها آمده بودند میخواستند نفت را ببرند، اینجا دولتمرد قاجاری میگفت ما این مادّه‌ی بدبوی عَفِن را میخواهیم چه‌کار کنیم، بگذارید بردارند ببرند! این شبیه آن است.»

در واقع ما همواره در طول تاریخ ایران، با افرادی روبرو بودیم که به اصطلاح خود را روشنفکر قلمداد می‌کردند و چیزی که  به عنوان جامعه روشنفکری در ایران مود توجه قرار گرفت، ژست ها و فیگورهای یک مرد و یا زن بود که شاید با یک اندیشه ی سکولاریسمی شکل گرفته شد که به بیماری «خود همه چیز دانی» مبتلا هستند، افرادی که در در عرصه سیاست و به خصوص پرونده هسته ای ایران  خود را صاحب قلم میدانند و حاضرند برای کسب منافع شخصی خود و برقراری روابط با کشورهای غربی از وطن مایه بگذارند و تمام دستاوردها و منافع جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال ببرند! کم نیستند افرادی که با اظهارات بی پایه و اساس خود سعی کردند تا صنعت هسته ای در کشور را امری غیرضروری تلقی کرده و بار دیگر منافع ملی کشور را به تاراج بگذارند.

اقلیتی که همواره خواهان پیشرفت و توسعه ایران نبوده و با برگزاری همایش‌ها در میان دانشجویان، خود را روشنفکر قلمداد کرده و می گویند اصلاٌ انرژی هسته‌ای برای چه می خواهیم؟ می گویند که انرژی هسته ای اساسا چیز به درد بخوری نیست و هزینه هایی که برای آن می پردازیم، بیجا است.

ماجرای این روزهای این افراد ما را یاد این داستان می‌اندازد که در زمان قاجاریه که حکومت های روسیه تزاری و انگلیس و فرانسه در دربار نفوذ بسیاری داشتند گاهی اوقات می شد که سفیران این کشور ها حتی باهم برسر منابع ایران و منافعی که عاید رقبایشان می شد باهم به مشاجره و جر و بحث های پر سر و صدا می پرداختند و زمانیکه شاه قاجار از سر و صدای این غارتگران حوصله اش به سر آمده بود علت را پرسید.

اطرافیانش گفتند مشاجره اینها بر سر نفت ایران است. می گویند آن شاه قاجار دستور داد برایش کمی نفت بیاورند تا ببیند این نفت چیست که اینها اینقدر با یکدیگر بر سر آن می جنگند. مقداری نفت خام را پس از مدتی برای آن شاه آوردند. شاه قاجار و بادمجان دور قابچین­های اطرافش آن را بو کردند و کمی هم به زبان زدند و گفتند: «به چه درد می­خورد این مایع سیاه بدبوی بی خاصیت؟ بدهیمش به اینها برودند پی کارشان تا اینقدر سر و صدا براه نیاندازند … ما این را می خواهیم چه کنیم؟»

همان افرادی که در حال حاضر نیز انرژی هسته‌ای را "عفن" میدانند و با مغزهای استعمارزده خود در پی ایران دوره قاجار هستند!. افرادی که شاید بتوان آن‌ها را مصداق جریان بیمار روشنفکری در ایران دانست که

 رهبر انقلاب در تبیین این آن فرمودند: "من بارها گفته‌ام که روشنفکری در ایران، بیمار متولّد شد. مقوله روشنفکری، با خصوصیّاتی که در عالمِ تحقّق و واقعیّت دارد - که در آن، فکر علمی، نگاه به آینده، فرزانگی، هوشمندی، احساس درد در مسائل اجتماعی و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است - در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب متولّد شد. چرا؟ چون کسانی که روشنفکران اوّلِ تاریخ ما هستند، آدمهایی ناسالمند. اکنون من سه نفر از این شخصیتها و پیشروان روشنفکری در ایران را اسم میآورم: میرزا ملکم خان ارمنی، میرزا فتحعلی آخوندزاده، حاج سیّاح محلّاتی. این کسانی که اوّلین نشانه‌ها و پیامهای روشنفکرىِ قرن نوزدهمی اروپا را وارد ایران کردند، به‌شدّت نامطمئن بودند. مثلاً میرزا ملکم خان که داعیه روشنفکری داشت و میخواست علیه دستگاه استبداد ناصرالدّینشاهی روشنگری کند، خود دلّال معامله بسیار استعماری و زیانبار «رویتر» بود!" (سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در سال 1377 )

اگر بخواهیم نمونه‌ای از خیانت جریان به اصطلاح روشنفکر به کشور را مورد بازخوانی قرار دهیم بد نیست که نیم نگاهی به امتیازنامه رویتر داشته باشیم.

امتیازنامه رویتر قراردادی بود که میان بارون ژولیوس دو رویتر و دولت قاجار در زمان سلطنت ناصرالدین شاه منعقد شد.

به موجب این امتیاز، ساختن هرگونه راه و راه آهن و سدها از دریای مازندران تا خلیج فارس و بهره‌برداری از همه معادن ایران (بجز طلا و نقره)، ایجاد مجاری آبی و قنات و کانال‌ها برای کشتیرانی یا کشاورزی؛ ایجاد بانک و هر گونه کمپانی صنعتی در سراسر ایران؛ حق انحصار کارهای عام المنفعه؛ استفاده و بهره‌برداری از جنگل‌ها برای مدت 70 سال و استفاده از گمرکات ایران به مدت 25 سال در ازای پرداخت 6 میلیون لیره انگلیسی و سود ۵٪ در اختیار رویتر قرار گرفت

این قرارداد به قدری استعماری بود که موجب اعتراض همه دنیا، حتی دیپلمات‌های انگلیسی مانند لرد کرزن شد.  این امتیاز که آن را بزرگترین خیانت دلاک زاده قزوینی و فراماسون یعنی میرزا حسن خان سپهسالار نخست وزیر ناصرالدین شاه می‌دانند، همه زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان را برای مدت 70 سال در اختیار دولت انگیس قرار داد. که بعداً معلوم شد که  میرزا حسین خان سپهسالار٥٠ هزار لیره،  میرزا ملکم خان٢٠ هزار لیره، به عنوان رشوه برای عقد این قرارداد از انگلیسی‌ها دریافت کرده‌اند.

حال باید همواره به روشنفکرنمایان که خود را صاحب قلم میدانند، گوشزد کرد که ملت ایران همان‌هایی که آنها را بعضا بی سواد می خوانند و می گویند اصلاٌ مردم عادی حق ندارند در مورد مباحث فنی صحبت کنند! خواهان دستیابی به انرژی هسته ای بوده و اجازه نمی دهند تا غرب برای آنها تصمیم گیری کند زیرا دستاوردهای هسته ای کشور امری ضروری و مهم قلمداد میشود و بهتر است این روشنفکرنماها به جای "ادعای همه چیز فهمی" به کمک حفظ منافع ملی کشور آمده و اجازه ذره ای سواستفاده را به دشمنان انقلاب ندهند.

منبع: خبرگزاری دانشجو

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Mon, 13 Apr 2015 11:43:05 +0430
هسته ای؛ آنچه هست و آنچه خواهد شد. http://zbrs.ir/cultural/political/422-هسته-ای؛-آنچه-هست-و-آنچه-خواهد-شد.html http://zbrs.ir/cultural/political/422-هسته-ای؛-آنچه-هست-و-آنچه-خواهد-شد.html

یادداشت

تحلیل بیانیه لوزان  LOZAN

کشور ما در حال حاضر یک راکتور اتمی دارد که در حالت تمام ظرفیت، تقریباً دو و نیم درصد از کل برق کشور را تولید می‌کند.


 این راکتور سالانه ۳۰ تن اورانیم با غنای حدود ۳ ونیم درصد احتیاج دارد.


 در کشور ما دو مرکز غنی سازی (تامین سوخت) وجود دارد: نطنز و فردو. محصولات فردو با غنای ۲۰ درصد برای راکتور تحقیقاتی تهران است که کاربرد اصلی آن تامین بعضی رادیو داروهاست. و نطنز سوخت سه ونیم درصد تولید می‌کند.


 به طور کلی حدود ۱۹۰۰۰ سانتریفیوژدر این دو مرکز نصب شده است که حدود ۲۰۰۰ در فردو و بقیه در نطنز می‌باشد ولی سانتریفیوژهای فردو به لحاظ تکنولوژی بالا‌تر هستند.


 از این ۱۹۰۰۰ تقریباً ۹۰۰۰ مشغول به کارند وبقیه آماده کار هستند و با این ظرفیت مشغول به کار سالانه دو نیم و تن اورانیم سه و نیم درصد تولید می‌شود. یعنی برای اینکه برای بوشهر خودکفا شویم باید حدود ۱۰۰ هزار سانتریفیوژ از نسل IR-۱ داشته باشیم که تقریباً توان تفکیکشان می‌شود حدود ۱۹۰ هزار سویی که سال گذشته مقام معظم رهبری مدظله العالی به آن اشاره فرمودند (یک نکته مهم اینجا تفاوت سانتریفیوژ با سوSWU هست که سو در واقع توان سانتریفیوژ است و هر چه سانتریفیوژ توانش بالا‌تر باشد، می‌شود با تعداد کمتری از آن‌ها به غنی سازی مورد نظر رسید. همچنین درمورد خود واحد سو هم یک اختلاف کوچک وجود دارد چنانکه سو در ایران به توان تفکیک برای هگزا فلوراید اورانیم گفته می‌شود در حالیکه در جاهای دیگر به توان تفکیک اورانیم اطلاق می‌شود و لذا ممکن است اعداد دیگری را بشنوید که منشأ تفاوتشان می‌تواند همین باشد البته معمولاً نمی‌گویند چند سانتریفیوژ لازم داریم بلکه می‌گویند چند سو نیاز داریم لیکن من به خاطر اینکه در بیانیه مشترک به تعداد سانتیرفیوژ‌ها اشاره شده نه توان آن‌ها و برای اینکه بشود ابعاد داستان را درک کرد ازتعدادشان صحبت می‌کنم)


 قرار است که سوخت بوشهر تا ۸سال توسط روسیه تأمین شود و برای همین هم پیشنهاد اولیه ایران این بود که توان غنی سازی ایران برای خودکفایی سوخت به طور پلکانی در یک بازده حدود۸ساله افزایش پیدا کند.


 در متن بیانیه راجع به تعداد سانتریفیوژ‌ها صحبتی نیست ولی در تفسیر‌های طرف ایرانی صحبت از ۵۰۰۰ سانتریفیوژ فعال شده که نوع آن قید نشده است (ایران فعلا چند نوع سانتریفیوژ ساخته که بدترینشIR-۱ یا‌‌ همان نسل ۱ هست و بهترینش هم IR-۸ می‌باشد که توان آخری ۱۶ برابر اولی است. البته تولید انبوه نشده و فقط نسل IR-۱ و IR-۲ تولید انبوه شدند.) ولی در سندی که وزارت خارجه امریکا منتشر کرده (تفسیر امریکا از بیانیه مشترک) نسل ۱ ذکر شده است. (باید دقت داشت که۵۰۰۰ سانتریفیوژ از نسل IR-۸ معادل ۹۰۰۰۰ عدد از نسل اول می‌شود!!)

 بند بالا می‌گوید برای مدتی که بعداً توافق می‌شود (در سند آمریکایی این زمان ۱۰ سال هست و‌‌ همان دوره‌ای است که در گفتگو از آن به عنوان دوره زمانی برنامه جامع اقدام مشترک یاد می‌شود) تنها یک سوم از توان فعلی غنی سازی ایران می‌تواند به کار باشد که این خودش معادل ۱/۳۶از توانی است که علی القاعده لازم داریم و دفعتاً هم قادر به تأمین آن نیستیم. مثلاً اگر قرار باشد که ۱۰ تا ۱۵ سال هیچ فعالیتی در زمینه ساخت سانتریفیوژ‌ها نداشته باشیم بعد از آن دوره اگر با تمام توان هم بسازیم چیزی از بیشتر از ۱۰ سال طول خواهد کشید تا به توان لازم برسیم یعنی در مجموع تا حدود ۲۵ سال دیگر باید سوخت وارد کنیم.


 در تفسیری که آمریکایی‌ها ارائه کردند ذکر شده که ۱۰ تن اورانیمی (سه و نیم درصدی) که تا حالا غنی شده است به ۳۰۰ کیلو تقلیل پیدا کند (رقیق شود) این موضوع در بیانیه تصریح نشده و اگر اجرا شود برگشت پذیر خواهد بود ولی می‌شود این طور برداشت کرد که حاصل هفت الی هشت سال کارکرد تأسیسات نطنز از بین می‌رود و بعد از دوره‌ای، اعتماد سازی دوباره باید انجام شود.


 در فردو تعدادی سانتریفیوژ بدون کارکرد باقی می‌ماند ولی کار نمی‌کند! و به طورکلی به یک مرکز تحقیقاتی تبدیل می‌شود. در این حالت عملاً غنی سازی فردو تعطیل می‌شود و ظاهراً این یک تعلیق مثلاً ۱۰ ساله نیست بلکه یک تغییر کاربری دائمی است. از طرفی اگر سوخت راکتور تهران به طور دائمی تامین شود، و هیچ‌گاه برنامه هسته‌ای ایران تهدید نظامی نشود و هیچ‌گاه بنا نباشد که سوخت‌های با غنای بالا‌تر مثلا آنقدر که برای زیردریایی‌ها یا ناو‌ها احتیاج است، تولید گردد؛ آنگاه به این مرکز نیازی هم نیست.


 راکتور آب سنگین اراک تغییر زیاد بدی پیدا نمی‌کند و فقط عیب آن این است که با مشارکت خارجی‌ها باید باز طراحی شود.


 ایران باید پروتکل الحاقی را امضا کند که در متن انگلیسی گفته شده است «موقتاً» ولی زمان تداومش معلوم نشده است. (آقای ظریف در متنی که قرائت کرد به جای «موقتاً» گفت «داوطلبانه»)


 اصل این موضوع از جنبه فنی، اقتصادی و حتی نظامی نه برای ایران و نه برای غربی‌ها اصلاً به این اندازه‌ای که دارد برایش از دو طرف هزینه می‌شود ارزش ندارد و این موضوعی است که اهل فن هر دو طرف برخلاف سیاسیون مطبوعاتشان به خوبی می‌دانند اما این موضوع برای تنها کشوری که واقعاً اهمیت دارد اسرائیل است و همه حساسیت غربی‌ها هم به دلیل نفوذ و قدرت سیاسی و اقتصادی اسرائیل و لابی‌های منتسب به آن‌ها در غرب است.


 تقریباً محال است که بتوان با هر نوع ساز و کار و توافق نامه‌ای جلو دستیابی نظامی کشوری به مساحت قریب به ۲ میلیون کلیوم‌تر مربع و توان بومی شده را که برای رسیدن به سلاح مصر باشد را گرفت به جز اینکه کل برنامه هسته‌ای آن کشور را شخم بزنند.


 موضوع تهدید بودن ایران هسته‌ای برای جهان، یک فریب بزرگ بیشتر نیست زیرا همه می‌دانند ایران در یکی دو قرن اخیر به هیچ کشوری تجاوز نظامی نکرده و هیچ کشوری حتی اسرائیل را هم به حمله پیشدستانه تهدید نکرده و نیز به دلیل ثبات سیاسی که دارد احتمال ندارد افراطی‌گری و از کنترل خارج شدن در آنکه بتواند با سلاح هسته‌ای مخل ثبات جهان شود، نزدیک به صفر است. که اگر این دلیل ترس آن‌ها بود پاکستان گزینه بسیار خطرناک تری بوده و هست. لذا موضوع مورد بحث در مذاکرات هسته‌ای مناقشه ایران با یک کشور خارجی بر سر اختلاف مرزی نیست که یک موضوع بین المللی باشد بلکه چانه زینی برای استقلال کشور است. اگر صنعت هسته‌ای به ضرر یا نفع مردم است اگر در یک شور مشکل حقوق بشر وجود دارد یا ندارد اگر فساد اقتصادی هست یا نیست و... این موضوعی است که اگر خود ملت ایران شایستگی و توان اصلاح آن را داشته باشند، پایدار می‌ماند ولو اینکه دیر حاصل شود وگرنه با دخالت خارجی وضع هیچ کشوری بهتر نشده است.


 در خصوص اینکه این محدودیت‌ها می‌تواند به روند علمی کشور ما ضربه بزند یا خیر؟ باید گفت به بیان دقیق پیشرفت کشور ما در هسته‌ای علمی نیست بلکه تکنولوژیکی است؛ چون علوم هسته‌ای به معنای واقعی کلمه چند دهه‌ای هست که کشف شده است و آن چیزی که در جوامع علمی هسته‌ای در موردش صحبت می‌شود فعلاً کاربردی در حوزه صنعت به طور ملموس برای جامعه ندارد (حتی در آمریکا) طبیعی است چون همیشه علم خیلی جلو‌تر از تکنولوژی است آن چیزی هم که ما امروز داریم و ۲۰ سال پیش نداشتیم علم هسته‌ای نیست بلکه فن هسته‌ای و البته آن هم مثل علم یک مفهوم رو به پیشرفت هست. اما اینکه آیا روند رو به رشد تکنولوژی هسته‌ای با این توافق احتمالی کند می‌شود یا خیر بستگی به متن توافق آتی دارد و بیشتر به اراده سیاسی دولت وابسته است و با توجه به برآیندی که از دولت داریم ظاهراً این روند کند می‌شود به این دلیل که تصور این دولت این است که هسته‌ای نه تنها جزء اولویت‌های کشور نیست بلکه مایه دردسر هم هست چون از صمیم قلب معتقدند مشکلی که دنیا با ما دارد ترس از دستیابی ما به سلاح هسته‌ای است که با این توافق احتمالی کند می‌شود.


 ظاهراً حتی اگر با تفسیری که دکتر ظریف ارائه می‌دهد توافقی منعقد شود باز هم برای ایران باخت هست ولی اگر داستان به همین جا ختم می‌شود به نظرم قابل قبول بود ولی قصه اینجاست که این خاکریز اول است و اگر ببینند که قابل فتح شدن است برای فتح باقی خاکریز‌ها هم دندان تیز می‌کنند و سلاحشان هم تحریم خواهد بود زیرا جهل در جامعه ما فراگیر شدن و عمده مشکلشان را اقتصادی می‌دانند و مشکل اقتصادی را نه ناشی از تنبلی ۴۰ ساله بلکه ناشی از تحریم می‌دانند و اولین سیگنال موفقیت تحریم‌ها را در خرداد ۹۲ فرستادند.


 به نظرم برای جامعه‌ای که به ویروس کنشده فساد اقتصادی و نیروی کار تنبل مبتلا هست تحریم مثل زهری تلخ برای کشتن ویروس، بهترین داروست ولی حالا که تقریباً تلخی زهر رو به تسکین یا حداقل عادی شدن رفته است مصرانه توسط دولتی که تمام نگاهش به بیرون از کشور است مطالبه پادزهر می‌شود آن هم به هر قیمتی!


 بیانیه لوزان فارغ از مباحث فنی دو ایراد مهم دارد اول عدول از خطوط قرمز رهبری معظم انقلاب است که قرار بود توافق احتمالی دو مرحله نشود که شد، فردو تعطیل نشود که شد، لغو تحریم‌ها همزمان با اجرای توافق باشد که نیست (طبق تفسیری که آمریکایی‌ها ارائه کردند و لغو تحریم‌ها بعد از تأیید صحت برنامه هسته ایران توسط آژانسی است که این جمله «صلح آمیز بودن تمام برنامه هسته‌ای ایران را آژانس نمی‌تواند تایید کند» پای ثابت همه گزارشات در این سال‌ها بوده است)


 حال شما جای رهبرمعظم انقلاب بودید چه می‌کردید؟ از لحظه انتشار بیانیه اغلب رسانه‌های فارسی زبان خارجی به علاوه رسانه ملی به علاوه تیم دولت این را نه یک بیانیه بلکه یک توافقنامه معرفی کردند (شاهد آن هم حمله به بورس و سقوط بازارهای دلار و سکه است که کاملاً موقتی است و به احتمال زیاد در سه ماه آتی با سرعت دو برابر عقب گرد می‌کند) و موقع نوشتن متن توافق تازه مسئله شورع می‌شود چون آقای ظریف معنی خدعه آمریکا را متوجه می‌شود و طرف غربی هم که تقریباً محاله کوتاه بیاید. دولت ما هم که به هر قیمتی می‌خواهد توافق انجام شود، فضا هم که توسط رسانه‌ها به یک صحنه پیروزی غرورانگیز تشبیه شده که قرار است از فردا مایحتاج مردم مفت شود و کار و بار هم سکه گردد و... لذا اگر مقام معظم رهبری بخواهد سکوت کند که می‌شود باخت محض، اگر هم بخواهند جلوی ماجرا را بگیرد با این فضایی که ایجاد شده چنین در جامعه تلقی می‌شود که رهبری یک بازی برده را نپذیرفته و ایشان هست که جلو گل و بلبل شدن مملکت را گرفته است!!!


 حالا این وظیفه من وشماست که بدون مخالفت متعصبانه یا جانبداری جاهلانه با توافق احتمالی، سعی کنیم از موضع منصفانه نکات مخفی به ویژه موارد تفسیر پذیر را با تشریح سناریوهای احتمالی شفاف سازی کنیم. الخیر فی ما وقع... تدبیر از ما تقدیر با خدا، ما مکلف به عملیم با رضا نه تنبلی با دعا.

به قلم حسین طالبی طادی

منبع: گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Mon, 13 Apr 2015 11:35:02 +0430
پویش مردمی «فراموش نمیکنیم» http://zbrs.ir/cultural/political/379-پویش-مردمی-«فراموش-نمکنیم».html http://zbrs.ir/cultural/political/379-پویش-مردمی-«فراموش-نمکنیم».html

امام خامنه ای:

«مسئله‌ی اصلی این است که یک جماعتی در مقابل جریان قانونی کشور، به شکل غیر قانونی و به شکل غیر نجیبانه ایستادگی کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش میکنید؟»

صفحه

در آستانه پنجمین سالگرد یوم الله نهم دی، کمپین بزرگ «فراموش نمیکنیم» توسط شبکه مجازی افسران راه اندازی شد.

حمایت کنندگان از این پویش با نوشتن یکی از منفورترین و فراموش نشدنی ترین اقدامات سران فتنه و حامیان آنها به صورت فراگیر انزجار و برائت خود از آنها را اعلام می‌کنند و به این صورت به آنها و حامیان آنها گوشزد می‌کنند که هرگز فتنه 88 و پدیدآورندگان این فتنه بزرگ را فراموش نخواهند کرد.

 

همچنین کاربران شبکه خبری اجتماعی افسران پس از تشکیل این پویش مردمی بیانیه‌ای صادر کرده‌اند که در ادامه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در بهار 88 که نسیم همدلی و مشارکت سیاسی ملت غیور ایران، حماسه 84 درصدی انتخابات ریاست جمهوری را رقم زد، عدم بلوغ سیاسی عده ای غباری پراکنده ساخت تا چشمان جهانیان نتواند این شکوه حماسی را ببیند.

غبار فتنه اگرچه پس از 8 ماه زیر علم علمدار کربلا فرونشست و پدیدار شد آنچه باید دیده می‌شد و رو سیاهی به زغال ماند، اما ما جای زخم آن را هیچگاه فراموش نمی‌کنیم .

ما اهل کوفه نیستیم که قرآن را بر سر نیزه ببنیم و بیعت مکاران صفینی را بپذیریم. ما ابوموسی اشعری ها و اشعث‌ها و ... را فراموش نمی‌کنیم.

ما فراموش نمی‌کنیم و سنت تاریخ را این بار تغییر می‌دهیم که قرار نیست دوباره تکرار شود. اگرچه عده ای دچار فراموشی شوند و تلاش برای بازگرداندن فتنه گران و پاک کردن سابقه ننگین آنان را داشته باشند.

ما فراموش نمی‌کنیم حضور 40 میلیونی مردم در 22خرداد 88 را که با دروغ بزرگ تقلب به کام ملت تلخ شد و جوانه امید را در دل سیاه دشمن کاشت!

ما فراموش نمی‌کنیم تهمت ها و دروغ های ناروا به نظام و سکوت برخی خواص را که چگونه با زبان در کام گرفتن به فتنه کمک کردند و در نهایت در پیشگاه ملت مردود شدند.

ما فراموش نمی‌کنیم به آتش کشیده شدن خیابان های شهرمان و تلاش برای رو در روی هم قرار دادن مردممان را و خون هایی که ریخته شد و شهدای فتنه که مظلومانه به سوی مقتدای خویش پر کشیدند.

ما فراموش نمی‌کنیم ظلمی را که به مردم کردند و خسارت های اقتصادی که به کشور وارد شد، و پرتگاهی که با غرور خود کشور را به سوی آن هدایت می کردند.

ما فراموش نمی‌کنیم که مدعیان دروغین خط امام میدان دار فتنه بودند و با حماقت و جهالت های خود تیشه بر ریشه میراث ماندگار امام زدند.

ما فراموش نمی‌کنیم ظلمی را که به مظلومان عالم و آزادگان جهان با سر دادن شعار «نه غزه، نه لبنان» کردند و خدمتی که به اسرائیل شد.

ما فراموش نمی‌کنیم و فراموش نخواهد شد حرمت شکنی‌هایی که در روز حزن و اندوه اهل بیت شد و جسارتی که به عکس امام عزیزمان کردند.

ما فراموش نمی‌کنیم حضور میلیونی مردم در نهم دیماه 88 را که آخرین ضربه شد بر تابوت فتنه و در تاریخ ماند.

ما فراموش نمی‌کنیم آمریکا و رژیم صهیونیستی مدافع فتنه بودند و اوباما و نتانیاهو وقیحانه از فتنه گران حمایت می کردند، اما آن ها هیچگاه حاضر به مرزبندی با دشمن نشده و بر #گناه_نابخشودنی خود اصرار ورزیدند.

و ما فراموش نمی‌کنیم که فتنه گران هیچ‌گاه از پیشگاه ملت عذر نخواستند و این راه را ادامه خواهیم داد تا مجازات مجرمین!

اکنون و در آستانه فرا رسیدن پنجمین سالروز حماسه عظیم نهم دی و در حالی که به فراموشی سپردن آن رویدادهای تاریخی به گوش می رسد؛ ما افسران جوان جنگ نرم در اقدامی انقلابی وظیفه خود دانستیم تا آنچه گذشته را با برپایی پویشی مردمی به آن دسته از خواصی که خواسته یا ناخواسته دچار غفلت شده اند یادآوری کنیم و از همه مردم و فعالان فضای مجازی و دانشجویی برای پیوستن به این موج دعوت می نماییم.

 

در این رابطه ببینید:

بیانیه شبکه افسران

راه اندازی کمپین به گزارش فارس

این عکس را فراموش نمیکنیم

کاریکاتور «فراموش نمیکنیم»

مجموعه پوسترهای «فراموش نمیکنیم»

 

 

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Mon, 29 Dec 2014 11:55:52 +0330
نقدی بر قسم خوردن رئیس جمهور! http://zbrs.ir/cultural/political/282-نقدی-بر-قسم-خوردن-رئیس-جمهور.html http://zbrs.ir/cultural/political/282-نقدی-بر-قسم-خوردن-رئیس-جمهور.html

klide-rohani4

آقاي رييس جمهور روزگذشته با سوگند شرعي قسم ياد كرده اند كه دوران سالهاي 84 تا 92 تكرار نخواهد شد. در اين زمينه چند نكته قابل توجه و تامل است:
اول اينكه آيا ممكن است انسان براي امر محتمل الوقوع قسم شرعي ياد كند و مهمتر اينكه آيا شرعا جايز است براي امر خارج از اراده قسم ياد نمود؟ مثلا يك نفر قسم بخورد كه زلزله نخواهد آمد يا باران خواهد باريد؟ البته انتظار آن است كه يك طلبه به اين نكات ظريف فقهي آگاهي داشته باشد...
دوم اينكه آيا فردي كه در هر دو دوره انتخاباتش بيش از رييس جمهور فعلي راي آورده است چرا ممكن نباشد در دوره اي بعدي مجددا رييس جمهور شود. چقدر امكان اين مسئله وجود دارد كه طي يك فرايند دموكراتيك قدرت منتقل شود و هرچند شما دلتان با او پاك نشود اما مانند 84 به راي مردم احترام كنيد و او را به عنوان رييس جمهور به رسميت بشناسيد؟
سوم آن است كه دولتي كه مدعي تدبير و كار علمي است و مدعي است در همه امور از مشاورين متخصص بهره مي گيرد در اين زمينه از چه كسي مشورت گرفته و توانسته پيش بيني كند كه در آينده چنين اتفاقي نخواهد افتاد؟ نكند مانند فرزندان آن آقايي كه روز تاسوعا را به موج سواري پرداخت به پيش بيني هاي كم پايه اهميت داده است...
چهارم و مهمتر آنكه كدام موضوع از موضوعات مطرح در اين هشت سال هست كه مي طلبد براي آن سه بار قسم شرعي ياد نمود: بلند كردن پرچم ارزشها؟ شعار مبارزه بافساد؟ بيرون راندن آقازاده ها از حوزه هاي مالي و اقتصادي؟ استحكام و مقاومت در برابر زورگويي دشمن يا چه چيز ديگر؟ البته ما حسن نيت داريم و ميگوييم احتمالا خانه نشيني يا مباحثي مانند آن كه در دوران سابق انجام شد تكرار نخواهد شد...
و نكته آخر آنكه چرا آقاي رييس جمهور قسم ياد نكردند كه دروان روزنامه هاي زنجيره اي و زير سوال بردن عاشورا و اساس دين و افیون ناميدن مذهب ديگر تكرار نخواهد شد؟...

حجت الاسلام جلیل محبی

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Thu, 03 Jul 2014 00:06:08 +0430
مغالطه ی شلاق و بهشت http://zbrs.ir/cultural/political/240-مغالطه-ی-شلاق-و-بهشت.html http://zbrs.ir/cultural/political/240-مغالطه-ی-شلاق-و-بهشت.html


rohaniسخن گفتن در رد گزاره‌ی «بگذاریم مردم راه بهشت را خودشان انتخاب کنند؛ نمی‌توان به زور و با شلاق مردم را به بهشت هدایت کرد» قبل از استدلال، ذکاوتی کوچک می طلبد تا دریابیم سخن از نفی این گزاره باید به گونه ای صورت پذیرد که هیاهوی تبلیغاتی برخی رسانه ها نتواند مخالفت ما را به معنای موافقت با بکارگیری زور و شلاق برای هدایت انسان ها القا کند! از همین روست که در قدم اول باید نادرستی پیش فرض این جمله را یادآور شد؛ پیش فرض غلطی که بیان آن از مسیر مغالطه ای معروف می گذرد و در مقام رد استفاده از شلاق برای هدایت انسان هاست؛ حالا آنکه در واقع امر هیچکس مدعی نشده که برای هدایت انسان ها به سوی بهشت، می توان از زور و شلاق استفاده کرد. بنابراین سوال اول این نیست که آیا می توان انسان ها را با شلاق به بهشت برد یا خیر؛ بلکه سوال اول آن است که چه کسی مدعی شده می توان با شلاق مردم را به بهشت برد که حال بتوان درباره درستی یا نادرستی آن قلم زد و سخن راند؟!

مغالطه «پهلوان پنبه یا مرد پوشالی» اینگونه است که فرد در مواجه با گزاره ای که نمی خواهد آن را بپذیرد و استدلالی هم در رد آن ندارد، مدعایی ساخته و پرداخته ی ذهن خود را بجای مدعای اصلی جا زده و رد می کند. مثال ساده آن همین است که از سیره ی پیامبر اسلام و حضرت علی صلوات الله علیهما دانسته می شود که مطابق نظر اسلام، حکومت اسلامی در برابر دین مردم و سعادت اخروی آنان مسئول است؛ کسی که این نظر را قبول ندارد، بجای بیان استدلال در رد آن، مدعای «می توان مردم را به زور به بهشت فرستاد» را عوض از این موضع گرفته و آن را با قاطعیت رد می کند؛ در حالی که با تایید سخن او و قبول اینکه نمی توان مردم را به زور به بهشت فرستاد، همچنان گزاره ی اول که در مقام بیان مسئولیت و وظیفه‌ی حکومت اسلامی در قبال دین مردم است، نفی نشده و درست خواهد بود. حتی اگر در مقام برانگیختن احساسات مخاطبین سراغ اگزجره کردن موضوع و مشوه کردن نظام و استفاده از واژه هایی همچون «شلاق» برویم، باز هم چیزی از مسئولیت حکومت اسلامی و به تبع آن قوه مجریه در قبال دین مردم کم نمی کند!

این میانه البته مغالطه ی دیگری هم صورت پذیرفته و آن اینکه احتمالات موجود را صرفاً در دو احتمال خلاصه کرده و القا کنیم که راهی جز این دو مورد نیست که یا مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند و یا با شلاق آنها را به بهشت بفرستیم و با رد یکی از احتمالات، تنها گزینه باقی مانده را درست تلقی کنیم. حال آنکه اینجا گزینه ی سومی نیز هست و آن اینکه حکومت اسلامی نه مردم را به حال خویش رها کند و نه با شلاق آنان را به بهشت بفرستد؛ بلکه برای رسیدن مردم به سعادت اخروی زمینه سازی کرده و فرهنگ سازی و آموزش لازم را مطابق وظیفه شرعی و قانونی خویش انجام دهد؛ مسئولیتی که گویا برخی نمی خواهند آن را بپذیرند!

حد مغالطه ی جمله مذکور آنقدر بالا هست که با کمی شوخ طبعی، می توان یک عنوان به لیست مغالطه های موجود در علم منطق اضافه کرد و آن را مغالطه ی «شلاق و بهشت» نامید!

و اما بعد؛ برای اثبات مسئولیت قوه مجریه در قبال دین مردم می توان دو دسته استدلال داشت؛ دینی، قانونی؛ و البته این هر دو دسته نمی تواند جدا از هم باشد. چه آنکه قانون جمهوری اسلامی بر مبنای دین نگاشته شده است.

در مقام دلیل دینی، همین یکی بودن رهبری دینی و سیاسی مردم در حکومت هایی که پیامبر و امیرالمومنین تشکیل دادند و حتی همین تلاش برای تشکیل حکومت دینی نشان از آن دارد که بسیاری از قوانین اسلامی جز با تشکیل حکومت اجرایی نخواهد شد و اگر قرار بود همه ی امور بدست مردم باشد، دیگر چه نیاز به تشکیل حکومت اسلامی؟! گفتار و رفتار پیامبر و امام علی علیهماالسلام نیز نشان از آن دارد که آنان خود را در قبال آخرت مردم مسئول می دانستند و به کوچکترین فرصتی که دست می داد، قولاً یا عملاً آنان را امر به معروف و نهی از منکر و حتی مجازات می کردند.

فراتر از آن، پیامبر اسلام در قسمتی از نامه معروفشان به فرستاده خویش در یمن می نویسند: «از محمد پیامبر به عمرو بن حزم، هنگامی که او را به یمن می‌فرستد، فرمان می‌دهد که … مردم را بشارت نیک دهد و به نیکی وادارد و کسان را قرآن و فقه دین آموزد و از بدی بازدارد و هیچ ناپاک به قرآن دست نزند و حقوق و تکالیف مردم را به آن‌ها بگوید، یعنی از اموری که به سود و زیان آنان است آگاه سازد و در کار حق با مردم مدارا کند و در کار ظلم با آن‌ها خشونت کند که خدای عزّوجلّ از ظلم بی زار است و از آن منع کرده و فرموده: لعنت خدا بر گروه ستمگران باد! باید که مردم را مژده‌ی بهشت دهد تا عمل بهشتیان کنند و از جهنم بترساند تا عمل جهنمیان نکنند و مردم داری کند تا در کار دین بینا و دانا شوند، و آداب و سنت و واجبات حج به کسان آموزد و اوامر خدا را در باره‌ی حج اکبر (تمتع) و حج اصغر (عمره) بگوید و نگذارد کسی در یک جامه‌ی کوچک نماز کند، مگر جامه فراخ باشد که گوشه‌های آن را بر دوش خویش افکند و نگذارد که کس در یک جامه باشد که عورت او نمایان باشد و نگذارد کسی موی دراز خویش را ببافد و از پشت سر بیاویزد.» و تا پایان نامه، حضرت محمد صلی الله علیه و آله آموزش و درخواست از مردم برای انجام احکام متعدد اسلام (نماز و وحدت و وضو و خمس و …) را به فرستاده ی خود فرمان می دهد. این فرمان یعنی وظیفه ای که نماینده ی حاکم اسلامی در قبال دین مردم دارد و نمی تواند آنها را به حال خویش رها کند تا خود راه بهشت را انتخاب کنند؛ بلکه موظف بر تعلیم آنان و زمینه سازی برای اتخاذ تصمیم درست است.

shallagh o behesht

در نگاه دینی حکومت به خودی خود دارای ارزش نیست و امام علی آن را حتی از آب عطسه بزی بی ارزش تر می دانند؛ در تعبیری دیگر ایشان حکومت را از لنگه کفش کهنه ای بی ارزش تر عنوان می کنند. حکومت و حکومتداری تنها به عنوان و در حد ابزار اجرای احکام ارزش می یابد؛ هر اندازه موفقیت در اجرای احکام اسلام بیشتر باشد، آن دولت و حکومت با ارزش تر خواهند بود. وگرنه تلاش در راستای تأمین صرف دنیای مردم را حکومت های غیراسلامی هم می توانند (گرچه معتقدیم بدون خدا دنیای کل مردم نیز تامین نخواهد شد…) در این مسیر، در حکومت اسلامی حتی بر طرف کردن فقر نیز به خودی خود اصالت ندارد؛ بلکه تابعی از تأمین سعادت اخروی مردم است و چون فقر مانع رسیدن به سعادت اخرویست، تلاش در جهت رفع آن و تأمین معیشت مردم وظیفه حکومت برشمرده شده است و قس علیهذا.

هدفى که امیرالمؤمنین نسبت به مردم، در دوران حکومت داشته نیز رساندن مردم به بهشت است؛ ایشان (خطبه ۱۵۶) می فرماید: «فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ اگر از من پیروى کنید- چنانچه خدا بخواهد- شما را به بهشت خواهم برد گرچه راهى است دشوار و همراه با تلخى.» این هدف امام علی علیه السلام است که مردم را به بهشت برساند.

در مقام دلیل قانونی نیز، اصل دوم قانون اساسی، جمهور اسلامی‏ را ‏ بر پایه‏ ایمان‏ به‏ مواردی بیان می‌کند که مورد سوم آن چنین است: «…۳ – معاد و نقش‏ سازنده‏ آن‏ در سیر تکاملی‏ انسان‏ به‏ سوی‏ خدا…» و در اصل سوم می گوید: «دولت‏ جمهور اسلامی‏ ایران‏ موظف‏ است‏ برای‏ نیل‏ به‏ اهداف‏ مذکور در اصل‏ دوم‏، همه‏ امکانات‏ خود را برای‏ امور زیر به‏ کار برد:‎‎‎‎‎‎۱ – ایجاد محیط مساعد برای‏ رشد فضایل‏ اخلاقی‏ بر اساس‏ ایمان‏ و تقوی‏ و مبارزه‏ با کلیه‏ مظاهر فساد و تباهی‏.» و الی آخر.

گرچه دولت در این اصل نه معادل قوه مجریه، بلکه منظور از آن کل حکومت اسلامی باشد، قوه مجریه نیز زیرمجموعه ای از آن خواهد بود و با این حساب آیا نفی مسئولیت دولت در قبال دین و سعادت اخروی مردم، کلامی خلاف اصول قانون اساسی و شانه خالی کردن از بار مسئولیت قانونی خویش نخواهد بود؟ شاید هم شبهه این باشد که برخی حکومت دینداران را عوض از حکومت دینی گرفته اند که خود بحث مفصلی است و در این مجال نمی گنجد و خیلی پیش تر توسط نهضت آزادی چنین شبهه ای طرح شده بود.

از سویی قوه مجریه، مجری قانون اساسی است و باید سیاست های کلی نظام را مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی صرفاً اجرا کند؛ نه آنکه برای نظام سیاست های کلی و حتی مغایر با قانون اساسی تعریف کند! به نظر می رسد برخی تئوری پردازی ها در دولت های گذشته و کنونی ناشی از بزرگ نمایی نقش مجری در حد سیاستگزار بوده است. حال آنکه سیاست های کلی نظام در قانون اساسی مشخص شده و اضافه بر آن نیز در حیطه رهبری است و رئیس دولت صرفاً مجری آن خواهد بود.

و کلام را با عباراتی از سید مرتضی آوینی به پایان بریم که: "بزرگ ترین مانع در برابر لاابالی گری و لیبرالیسم مرگ آگاهی است که باید به شیوه کبک ها بر آن غلبه کرد. چون راه دیگری ندارد؛ یعنی برای آنکه حقیقت از ما غافل شود، راهی نیست جز آنکه ما خود را به غفلت بزنیم."

کبری آسوپار؛ 12خرداد 93؛ روزنامه ی جوان

 

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Tue, 03 Jun 2014 20:26:57 +0430
آزادی نقد با تخریب منتقدان ممکن نیست http://zbrs.ir/cultural/political/206-آزادی-نقد-با-تخریب-منتقدان-ممکن-نیست.html http://zbrs.ir/cultural/political/206-آزادی-نقد-با-تخریب-منتقدان-ممکن-نیست.html

شايد اولين سؤال پيرامون سخنراني ديروز رئيس‌جمهور در افتتاحيه نمايشگاه كتاب اين باشد كه چگونه مي‌توان در چند جمله متوالي منتقدين دولت را بي‌شناسنامه و داراي ذهن كوچك و دروغگو و بي‌اخلاق و مال بيت‌المال‌خور! و تهمت زن و... خطاب كرد و بلافاصله در جملات بعدي از توصيه براي عدم ايجاد تفرقه و از اعتقاد دولت به دخالت نكردن در امور فرهنگي و در مميزي هيچ‌كس بهتر از افكار عمومي نيست و صاحبان فرهنگ نياز به ارشاد ندارند و... سخن گفت! ساده‌ترين سؤال اين است كه چرا آقاي رئيس‌جمهور و حاميان افراطي‌شان نقدهاي منتقدان را به مميزي افكار عمومي نمي‌سپارند؟ البته اين همه تناقض‌ها و ايرادات وارده به اين سخنراني نيست...

از دولت توقع مطابقت گفتار و كردار نداشته باشيم!

از آغازي كه دولت كارگزاراني – اصلاح‌طلب يازدهم بر سر كار آمد، اهل رسانه مي‌دانستند كه در تعامل با اين دولت و در درك واكنش‌هاي آن به نقدهاي منتقدين، بايد خويشتندار‌تر و صبورتر باشند. باوري نانوشته اما عميق وجود داشت كه مردي از انديشه و منش اويي كه سردار سازندگي ناميده مي‌شد، بر سر كار آمده و اهل سياست هنوز در خاطره‌هايشان مانده بود كه رئيس دولت سازندگي آن همه در برابر انتقادات منتقدين خويش غيرخويشتندار بود كه مردم مي‌توانستند پاسخ سرمقاله كيهان عليه دولت را از تريبون نماز جمعه بشنوند! و دولت يازدهم هم اگر قرار بود فقط درصدي به منش سياسي حامي بزرگ خود اقتدا كند، طبيعي بود كه انتقادهاي منتقدين را تاب نياورد و اجازه نقد را از منتقدين بگيرد و اگر درصدي هم به منش اصلاح‌طلبان غوغازيست پايبند باشد و تن به منش هياهوگر آنان بسپارد، طبيعي خواهد بود كه به هر انتقادي، فريادهايي بلند شود كه وااسفا! دولت را تخريب مي‌كنند، تهمت مي‌زنند، دروغ مي‌گويند و اينها اقليتي كم‌سواد و ضد‌قانون و بي‌شناسنامه و... هستند.

بايد اين دولت را همين‌گونه كه هست، پذيرفت و پس از هر انتقادي منتظر بود كه موج تخريب‌ها عليه منتقدين، صفحه اول روزنامه‌هاي حامي دولت را لبريز كند و رئيس محترم دولت نيز در اولين فرصت پيش آمده، موضع‌گيري‌هاي تند عليه منتقدين داشته باشد. حتي بي‌راه نخواهد بود كه پس از انتقاد، منتظر رسيدن احضاريه شكايت دولت هم بمانيم. بايد اين رفتارها برايمان عادي شود و ديگر در پي تطبيق گفتار و كردار دولت يازدهم نباشيم؛ آنها در گفتار از آزادي نقد و بيان مي‌گويند و در عمل، با تخريب و شكايت قضايي و ترور شخصيت با منتقدين برخورد مي‌كنند؛ دولت كارگزاراني اصلاح‌طلب است ديگر!

اما دولت هم نبايد متوقع باشد با چنين ادبياتي، ادعاي او در آزادي بيان و نقادي و... بر باورهاي ما منتقدين – گرچه اقليت باشيم – بنشيند. چه آنكه آزادي يك جامعه در آزادي مخالفين آن جامعه معنا مي‌يابد و نمي‌شود با آزاد بودن دست و قلم و زبان دولت و حاميانش براي عزل و نصب‌هاي فله‌اي و نوشتن عليه مباني ديني و فيلم ساختن عليه نظام و ترور شخصيت‌هاي منتقدين دولت و... ژست برقراري فضاي باز و ايجاد آزادي بيان گرفت. هر وقت منتقدين دولت براي گفتن و نوشتن نقادانه عليه دولت از دست و زبان و قلم دولتمردان و رسانه‌هاي حامي‌شان در امان بودند و آزادي پس از بيان هم داشتند و كسي تخريب‌شان نكرد و توهيني متوجه‌شان نشد، آن وقت مي‌توان گفت دولت از نقد استقبال مي‌كند و فضايي امن و آزاد براي منتقدين فراهم شده است.

naghde 2lat

دولت از مسئوليت خود شانه خالي نكند

روحاني در اين سخنراني تأكيد مي‌كند: «دولت معتقد است بايد دخالتش را در همه امور كاهش دهد و كار را به صاحبان آن رشته واگذار كند.» وي ادامه داد: «همه ما و از جمله دولتمردان نيازمند به ارشاد صاحبان فرهنگ هستيم.»

در اين قسمت توجه رياست محترم جمهور را صرفاً به اصل سوم قانون اساسي جلب مي‌كنيم كه مطابق آن: «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي امور زير به كار برد؛ ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي. بالا بردن سطح آگاهي‌هاي عمومي در همه زمينه‌ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و وسايل ديگر، آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي، تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در تمام زمينه‌هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراكز تحقيق و تشويق محققان و...»

دولت يازدهم چگونه مي‌تواند از مسئوليت خود در اين زمينه‌ها شاني خالي كرده و آن را به طور كامل بر دوش مردم بگذارد و آيا در اين صورت اعطاي بودجه‌هاي كلان به دستگاه‌هاي فرهنگي دولت محلي از اعراب خواهد داشت؟! همواره دولت‌ها امكانات و اختياراتي را دارند كه مي‌تواند و بايد كه در اختيار فرهنگ و اعتلاي اخلاقي جامعه قرار بگيرد و نمي‌توان با ژست‌هاي شيك اعطاي آزادي منكر نقش مؤثر دولت در اين زمينه شد.

از سويي اينكه رئيس‌جمهور مي‌گويد «ما از همه مي‌خواهيم با شناسنامه سخن بگويند، بگويند از كجا هستند، بگويند وابسته به كدام جناح هستند، با نام جناح خود سخن بگويند...»، موضع‌گيري خطرناكي هست؛ اين همه اصالت دادن به جناح، شايسته نيست. هر كس مي‌تواند بي‌وابستگي سياسي و جناحي معترض يا حامي دولت باشد و تعريف توده‌ها – هر قدر هم اقليت باشند – لزوماً در چارچوب جناح‌هاي خاص و بي‌شناسنامه دانستن آنها در غير عضويت در جناح‌هاي خاص نشاني از احترام به منتقدين ندارد.

نویسنده: كبري آسوپار
منبع: روزنامه جوان

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Wed, 30 Apr 2014 22:07:14 +0430
تحلیل سیاسی عدم انصراف 92 درصدی مردم از یارانه ها http://zbrs.ir/cultural/political/194-تحلیل-سیاسی-عدم-انصراف-92-درصدی-مردم-از-یارانه-ها.html http://zbrs.ir/cultural/political/194-تحلیل-سیاسی-عدم-انصراف-92-درصدی-مردم-از-یارانه-ها.html

پس از اتمام زمان ثبت نام یارانه‌ها شاهد بودیم که با وجود تبلیغات صورت گرفته در رسانه ملی بیش از هفتاد میلیون نفر برای گرفتن یارانه اعلام نیاز کرده‌اند.

در زیر تحلیل سیاسی چند فعال سیاسی از احزاب مختلف من باب عدم انصراف اکثریت مردم از یارانه را می خوانید.
zibakalam
صادق زیباکلام؛ فعال سیاسی اصلاح‌طلب:
کاهش محبوبیت دولت موجب کاهش انصراف‌دهندگان از یارانه شد.
اگر دولت از محبوبیت بالایی برخوردار می‌بود و اگر کسر قابل توجهی از مردم برای آن وزن و اعتباری قائل می‌شدند، در آن صورت میلیون‌ها نفر برای یارانه نباید ثبت‌نام می‌کردند.
وی در یادداشتی در روزنامه‌ اعتماد به بیان این مطلب پرداخته است و گفته: «با اینکه بسیاری از امنای دولت فعلی نیک می‌دانستند که چه فاجعه‌ای بر اقتصاد کشور می‌رود اما در مجموع دولت جدید هم جسارت و شهامت تصمیم‌گیری در مورد قطع یارانه‌ها را نداشت و آن را محول کرد به مجلس. مجلس هم مجددا آن را برگرداند به دولت. در این رفت و آمد ماه‌ها گذشت و اتفاقی نیفتاد و مصیبت همچنان ادامه پیدا کرد تا رسیدیم به فاز دوم هدفمندسازی یارانه‌ها. از آنجا که هیچ مکانیزم علمی و سازوکار اصولی نه از جانب دولت و نه از جانب مجلس برای تشخیص یارانه‌بگیرها وجود نداشت، دولت فقط از مردم به صورت عام خواهش و تمنا کرد که آنها که تمکن مالی مناسبی دارند ثبت‌نام نکنند. اما استدعا، خواهش و تمنای دولت ظاهرا حاصلی به بار نیاورد و همانطور که پیش‌تر گفتیم بیش از 90 درصد مردم مجددا ثبت‌نام کرده‌اند.»
وی در بخش دیگری از یاداشت خود ادامه داده است:«به زعم اصولگرایان، اگر مردم این دولت را قبول می‌داشتند و برایش تره خرد می‌کردند، محض گل روی دولت تدبیر و امید هم که شده بود دست کم بخشی از آن 19 میلیونی که به او رای دادند ثبت‌نام نمی‌کردند.حرف اصولگرایان اتفاقا درست است. اگر دولت از محبوبیت بالایی برخوردار می‌بود و اگر کسر قابل توجهی از مردم برای آن وزن و اعتباری قائل می‌شدند، در آن صورت میلیون‌ها نفر که واقعا هم نیازی به این 45500 تومان ندارند، نباید ثبت‌نام می‌کردند.»

yaminpoor
دکتر وحید یامین پور؛ فعال سیاسی:
پرواضح و مبرهن است که عدم اعتنای مردم به وعده ها و تهدیدهای دولتمردان و درخواست های مکرر رئیس محترم جمهور و سایرین مبنی بر اینکه می بایست «با صدای بلند به یارانه نه بگویند» نیاز به تحلیلهایی در قلمرو روانشناسی اجتماعی دارد. اما در یک نگرش ابتدایی می توان گفت «عدم اعتماد به دولت» یکی از مولفه های بسیار اثرگذار است. دولت البته در توضیح این اتفاق غیرمنتظره به فرافکنی روی آوره؛ مثلا معاون رئیس جمهور گفته: «صدا و سیما طوری تبلیغ کرد که مردم برای یارانه ثبت نام کنند»! بسیار محتمل است که بزودی جناب رئیس جمهور این رخداد را نتیجه اوضاع نابسامان اقتصادی ناشی از عملکرد دولت قبل عنوان کند...
احمدی نژاد دست کم تا 6 سال از دوران ریاست جمهوری اش در جلب اعتماد عمومی بسیار موفق بود. بطور مثال زمانی که عموم نهادهای امنیتی از اقدام او در سهمیه بندی بنزین نگران بودند، او با صحبت با مردم توانست این اقدام بزرگ را بدون هیچ تنش و هزینه ای عملی کند. همینطور اقدام مدبرانه اش در فرآیند هدفمند کردن یارانه ها و تغییر قیمت حامل های انرژی هرچند با نارضایتی بخشی از صاحبان امر تولید و کارشناسان همراه بود ولی موفقیت او در جلب اعتماد مردم را نمی توا نادیده گرفت. .
«اعتماد شهروندان به دولت» با سرمایه ی اجتماعی و مشروعیت دستگاه اجرایی نسبت مستقیم دارد. این اتفاق سنجه ی خوبی است که دولتمردان درباره ی رفتارهایشان با مردم بیشتر تامل کنند. این اتفاق حامیان اصلاح طلب را در تردیدهای قبلی بیشتر فرو می برد. جمعی از آنها مدتی است در اندیشه ی نقد صریح تر روحانی برآمده اند تا دامن خود را از ناکامی های دولت پاک و حسابشان را جدا کنند. بدنه ی دانشجویی آنها هم بااینکه هنوز یکسال از ریاست جمهوری روحانی نگذشته، در میتینگ های سیاسی به جای بلند کردن عکس روحانی، تصاویر ظریف یا خاتمی را روی دست می گیرند. ظرفیت جلب اعتماد عمومی نیاز به خصلت هایی دارد که در مردم آنها را در ناصیه ی دولت یازدهم نمی بینند...

shariatmadari

محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس‌جمهور:

ثبت نام یارانه‌ها نشان دهنده اطلاعات خوشایندی نبوده و آنچه مردم اعلام کرده‌اند به سمت حداقل دستمزد بوده است. از نظر ما دهک‌های 9 و 10 درآمدی باید به سمت انصراف از یارانه پیش می‌رفتند.
محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس‌جمهور در همایش معاونان برنامه‌ریزی استانداری‌های کشور: اگر اطلاعات وارد شده درست باشد، نامطلوب است و اگر واقعی نباشد هم به شکل دیگری نامطلوب است. البته آمارها هنوز خام است و بانک‌های اطلاعاتی ما باید در این خصوص پردازش کنند.
- از مجموع درصدی که گفته بودند ثبت نام نمی‌کنند نظرسنجی کردیم که با نتایج جالبی روبرو شدیم؛ 45 درصد افرادی که گفته بودند یارانه به آنها تعلق نمی‌گیرد بر این باور بودند که دولت بهتر می‌تواند یارانه‌ها را میان فقرا توزیع کند. عده‌ای هم گفتند اگر ثبت نام نکنیم به عنوان ثروتمند شناخته می‌شویم و ماموران مالیات سراغ ما می‌آیند.
- روزانه حدود دو تا چهار میلیون نفر برای دریافت یارانه ثبت‌نام کردند.
- بخش اندکی از مردم درآمد خود را بالای دو میلیون و 500 هزار تومان اعلام کرده‌اند.
- در 10 روز مدت ثبت نام یارانه‌ها، حدود 85 درصد ثبت نام‌ها از طریق آی پی شخصی و کافی نت و مابقی از طریق دفاتر پیشخوان، بهزیستی، کمیته امداد و غیره انجام شده است.

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Wed, 23 Apr 2014 13:20:13 +0430
رژه ی زیرنویس های یارانه ای روی عزت مردم http://zbrs.ir/cultural/political/179-رژه-ی-زیرنویس-های-یارانه-ای-روی-عزت-مردم.html http://zbrs.ir/cultural/political/179-رژه-ی-زیرنویس-های-یارانه-ای-روی-عزت-مردم.html

yarane
زیرنویس‌های سیما برای انصراف از دریافت یارانه نقدی پرتعداد‌ترین مهمانان خانه‌های مردم در تعطیلات آغاز سال جدید بود؛ مهمانان‌ ناخوانده‌ای که برای القای درستی‌شان به مخاطب، تنها به زیرنویس اکتفا نشد و راه به دیالوگ‌های بازیگران سریال‌های پرمخاطب نوروزی نیز باز کرد، حتی به قیمت صداگذاری مجدد صحنه‌هایی از سریال!

ترجیح دولت آن است که تا حد امکان، مردم از دریافت یارانه نقدی خودداری کنند و پول یارانه‌شان را به دولت ببخشند و برای رسیدن به این خواسته، می‌کوشد از همه ظرفیت‌ها بهره ببرد. سال گذشته، تلاش برای ایجاد کمپین انصراف با اعلام خبر نادرست انصراف حسن روحانی از دریافت یارانه نقدی ناکام ماند؛ رئیس‌جمهوری که پیش از این هم یارانه‌ای دریافت نمی‌کرد، تا حال بخواهد از دریافت آن انصراف دهد.

در این مسیر، ایراد فشار به صدا و سیما از کانال بودجه‌ای که دولت موظف است در اختیار این سازمان قرار دهد، باعث شد تا زیرنویس‌های تشویق مردم به انصراف از دریافت یارانه نقدی پای ثابت برنامه‌های نوروزی تلویزیون شود؛ روندی که آن قدر زیاد به کار گرفته شد که اگر اینک دولت نگران نتیجه معکوس آن باشد، بیراه نخواهد بود! گرچه موضوع ما نگرانی دولت نیست…

موضوع فقط همین زیاده‌روی در حجم نبود، گرچه همین تبلیغات عظیم هم که به شدت بر صورت مخاطب کوبیده می‌شد، توهین به مردم به حساب می‌آمد اما متن زیرنویس‌ها مردم را دعوت به صداقت می‌کرد و اینکه به خاطر کذب بودن برخی اطلاعات داده شده به دولت توسط بخش اندکی از مردم، همه ملت مخاطب چنین زیرنویس‌هایی قرار بگیرند، چندان اخلاقی نخواهد بود. برای داشتن درک بهتر از این اتفاق، کافی است بیندیشیم که اگر اینک رسانه‌ای تبلیغات خود را معطوف به دعوت رئیس‌جمهور و رئیس سازمان صدا و سیما به صداقت و راستگویی کند، آیا توهین‌آمیز تلقی نخواهد شد؟

از سویی دیگر، زیرنویس‌ها به مفاهیم دینی همچون برکت و ایثار و… هم متوسل شدند و علاوه بر آن کوشیده شد تا انصراف از دریافت یارانه، به عنوان شعار سال و عزم ملی و مدیریت جهادی و حتی به مصداق اصلی اقتصاد مقاومتی که توسط رهبری بیان شده، مطرح شود؛ بحثی که معلوم نیست چقدر می‌تواند منطبق بر واقع باشد و آیا مگر منظور از اقتصاد مقاومتی، اقتصاد ریاضتی بود که حال با اینگونه تبلیغات منفی، چهره سیاهی از این مفاهیم درست خلق کنیم؟!

نکته دیگر اینکه در سریال پربیننده پایتخت ارسطو (با بازی احمد مهران‌فر) در دیالوگی می‌گوید: «می‌دانی یارانه چیه؟ یارانه پولی است که به فقرا و افراد نیازمند می‌دهند، البته نقی از دریافت یارانه انصراف داده است!» و چو چانگ (زن چینی ارسطو با بازی ﻣﻨﮓ ﻫﺎﻥ ﮊﺍﻧﮓ) هم پاسخ می‌دهد: «من از رئیس‌جمهورتان شنیده‌ام که مردم ثروتمند اگر یارانه نگیرند، دارو و درمان ارزان‌تر می‌شود.» سؤال اینکه آیا فقط فقرا در ایران یارانه می‌گیرند یا این حقی است که همه ۷۵ میلیون ایرانی از آن برخوردار بودند؟ و اگر در دور جدید بخواهند از آن انصراف دهند، در واقع لطف مردم در مقابل دولت بوده و چشم‌پوشی از حق‌شان، نه اینکه تاکنون چیزی زیاده بر حقشان نصیب آنان شده است! اینکه یارانه‌بگیران را نیازمند و فقیر تلقی کنیم، بر باد دادن عزت مردم برای وادار ساختن آنان به انصراف از یارانه است. از سویی کاراکتری که در سریال گفته می‌شود از دریافت یارانه انصراف داده، گچ‌کار ساده‌ای است که خانه و ماشین هم ندارد! آیا دولت متوقع است کسانی با چنین سطح زندگی هم از دریافت یارانه اندک ۴۵ هزارتومانی انصراف دهند؟!

متأسفانه باید اذعان داشت که صدا و سیما با فشار دولت توهین‌هایی را در ایام عید به مردم روا داشت که کمترین واکنش به آن می‌تواند بیان توضیح در مورد چرایی عقب‌نشینی سازمان در برابر فشارهای دولت در این زمینه باشد.

منبع: روزنامه جوان

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Wed, 09 Apr 2014 13:07:11 +0430
دخالت وزیر امور خارجه امریکا در امور داخلی ایران http://zbrs.ir/cultural/political/150-دخالت-وزیر-امور-خارجه-امریکا-در-امور-داخلی-ایران.html http://zbrs.ir/cultural/political/150-دخالت-وزیر-امور-خارجه-امریکا-در-امور-داخلی-ایران.html

چرا باید موسوی و کروبی را اعدام کرد؟

 به قلم حجت الاسلام سید کمیل باقرزاده

0480

 محاکمه سران فتنه مطالبه اصلی مردم از همان روزهای آغاز فتنه 88 بود و در تظاهرات بی نظیر 9 دی این مطالبه بروز و ظهور آشکارتری پیدا کرد؛ مطالبه ای که همچنان از سوی مسؤولان دستگاه قضایی برآورده نشده است، صرف نظر از اینکه چه مصالح واقعی یا کاذبی سبب شده است اجابت خواسته به حق مردم تاکنون به تأخیر بیفتد.. 

اینکه حکم قضایی سران فتنه (در صورت محاکمه) اعدام است، حرف تازه ای نیست که این روزها به آن رسیده باشیم. از همان ماههای نخست فتنه، وقتی غبارها فرونشست، وقتی حق و باطل شفاف شد، در گعده های طلبگی وقتی مسأله را از منظر فقهی و حقوقی بررسی میکردیم، شک نداشتیم که هم بر اساس قوانین موجود و هم بر مبنای منابع فقهی معتبر، چنانچه دادگاهی برای محاکمه سران فتنه تشکیل شود و بخواهد روی مُرّ شرع و قانون حکم بدهد، حکمی جز اعدام صادر نخواهد کرد.

 گرچه مردم هر از گاهی خواستار «اعدام» سران فتنه می شدند، اما شاید یکی از اولین مواردی که یک کارشناس فقهی و حقوقی صراحتاً حکم موسوی و کروبی را «اعدام» دانست، مصاحبه ای بود که بعد از افتضاح 25 بهمن با فارس داشتم، که شاید چون کیهان هم مصاحبه را با تیتر «حكم موسوی و كروبی به دليل محاربه و افساد في الارض اعدام است» در صفحه دو کار کرده بود، در رسانه های مختلف داخلی و خارجی بازتاب وسیعی پیدا کرد. بعد از آن، البته کم کم فقها و حقوقدانان دیگری نیز از منظر کارشناسی به این موضوع پرداخته و همین دیدگاه را تأیید و تأکید کردند.

با گذشت 5 سال از فتنه و جنایات جبران ناپذیر سران آن، اخیراً شاهد رویکرد اشتباه بعضی دلسوزان نظام هستیم که به غلط از عبارت «رأفت اسلامی» در خصوص موسوی و کروبی استفاده میکنند. مثلاً چندی پیش یکی از ائمه جمعه در نماز جمعه تهران فرمودند: «اگر رأفت اسلامی نبود، سران فتنه باید اعدام میشدند.» این عبارت از منظر فقهی و حقوقی بلاوجه است. چون عدم اعدام موسوی و کروبی به دلیل رأفت اسلامی نیست، بلکه بخاطر عدم محاکمه ایشان است. مسلّماً در صورتی که محاکمه انجام شود، حکمی جز اعدام برای این دو صادر نخواهد شد، و سنگینی جرم این دو روسیاه به اندازه ای است که بعد از صدور حکم نیز، شرعاً نمیتوان آنها را مورد عفو و رأفت قرار داد.

 

 اینک با تعلل های فراوان دستگاه قضایی از یک سو، و وادادگی دولت در عرصه سیاست خارجی از سوی دیگر، کار به جایی رسیده است که جای طلبکار و بدهکار عوض شده و نه فقط عناصر نفوذی دشمن در داخل، بلکه وزارت خارجه آمریکا رسماً بیانیه صادر میکند و خواستار آزادی سران فتنه میشود. لذا اکنون بهترین فرصت است تا با محاکمه سریع موسوی و کروبی و اعدام آنها، هم حقّ نظام استیفاء شود، هم خواسته مردم برآورده شود، هم استقلال قوه قضائیه اثبات شود، و هم پاسخ قاطعی به آمریکا داده شود تا از این پس در امور داخلی کشور دخالت نکند.

لینک مصاحبه سال 89 در کیهان را اینجا بخوانید.

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Sun, 16 Feb 2014 15:35:15 +0330
آیا غنی سازی 20% شرعاً واجب است؟ http://zbrs.ir/cultural/political/131-آیا-غنی-سازی-20-شرعاً-واجب-است؟.html http://zbrs.ir/cultural/political/131-آیا-غنی-سازی-20-شرعاً-واجب-است؟.html

haste ei

1. احکام اسلام را به «ثابت» و «متغیّر» تقسیم می کنند. مثلاً نماز واجب است و این وجوب از ثابتات است؛ نماز را در هیچ حالی از احوال نمی توان ترک کرد، اما بعضی از احکام مانند وجوب ایستاده نماز خواندن، یا با وضو نماز خواندن از متغیّرات است و در بعضی حالات ممکن است تعطیل شود. مثلاً اگر وضو گرفتن برای انسان ضرر داشت یا آب در دسترس نبود، وضو گرفتن منتفی می شود، اما اصل نماز هرگز تعطیل نمی شود و نماز را باید با تیمم خواند.
2. مسأله ثابتات و متغیّرات، اختصاصی به باب احکام عبادی یا فردی ندارد، بلکه در فقه سیاسی و اجتماعی اسلام نیز جاری است. یک فقیه در «فقه روابط بین الملل» هم احکام ثابت و متغیّر را تشخیص و تمییز می دهد و بر اساس این شناخت و تطبیق آن بر مسائل خارجی از تحلیل های غلط و خلط أهمّ و مهم ها جلوگیری می کند.
3. با این مقدمه به این دو سؤال فقهی توجه کنید: «آیا حرمت مذاکره با آمریکا از احکام ثابت و لایتغیّر فقه سیاسی است؟»، «آیا غنی سازی 20% (برفرض وجوب) یکی از واجبات ثابت و تعطیل ناپذیر اسلام است؟» پاسخ به هر دو سؤال منفی است. نه مذاکره با آمریکا حرامی لایتغیّر است و نه غنی سازی 20% واجبی تعطیل ناپذیر. بلکه این وجوب و حرمت، احکامی هستند تابع مصالح و مفاسدی بالاتر.
4. سؤال مهم بعدی این است: «از منظر اسلام، اصول ثابت و احکام لایتغیّر فقه روابط بین الملل چیست؟» پاسخ این سؤال در کلام امام راحل و امام حاضرمان چنین بیان شده است: «عزّت، حکمت، مصلحت». به تعبیر آقا: «عزت و حكمت و مصلحت، يك مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بين‏المللى ماست.» یعنی هر کدام از احکام حوزه روابط بین الملل هم تعطیل شود، این سه حکم اساسی تعطیل ناپذیر خواهد بود. اصلاً هر وجوب و حرمتی در فقه روابط بین الملل مبتنی بر این مثلث الزامی است. هر اقدام و تصمیمی، هر رابطه یا عدم رابطه ای، هر مذاکره یا عدم مذاکره ای باید حافظ این سه اصل ثابت باشد.
5. پس مذاکره با آمریکا چرا جایز نیست؟ چون با عزّت و حکمت و مصلحت ما منافات دارد. حال اگر روزی در موردی خاص (مثل ماجرای عراق یا بحث هسته ای یا..) به تشخیص فقیه عادل جامع الشرائط، مصلحت مُلزمه ای در مذاکره با آمریکا وجود داشت و این مذاکره عزّت ما را هم خدشه دار نمی کرد، حکمت چه اقتضا می کند؟ آیا باز هم می توان حکم به حرمت مذاکره داد؟ جواب: خیر، مذاکره جایز و گاهی واجب است.
6. با آغاز عملیاتی شدن توافق ژنو، شاهد سیلی از مطالب انتقادآمیز به دولت هستیم. در این میان، بعضی جوری حرف می زنند که انگار غنی سازی 20% از اصول ثابت و از واجبات لایتغیّر فقهی بوده و حالا این حکم الهی تعطیل شده!! منتقدین به توافق ژنو برای اینکه دچار خطای در تحلیل نشوند، باید به تفکیک احکام ثابت و متغیّر بیشتر توجه کنند. بله، اگر ثابت شود که پذیرش توافق ژنو بر خلاف مثلث عزت و حکمت و مصلحت بوده انتقاد وارد است، ولی اگر منتقدان صرفاً به این بپردازند که ای وای! دستاورد مصطفای شهید بر باد رفت و... این انتقادات صرفاً کارکرد احساسی خواهد داشت.
می دانیم که تاکتیک نرمش قهرمانانه از سوی رهبر معظم انقلاب و بر اساس همین سه اصل طلایی اتخاذ شده است، و آنچه برای مصطفای شهید هم مهم بود، عزت جمهوری اسلامی بود. حال اگر بر مبنای تاکتیک نرمش قهرمانانه موقتاً باید غنی سازی 20% را تعطیل کنیم، تنفیذ این تاکتیک گرچه به ظاهر توأم با عقب نشینی مقطعی است، اما چنانچه در نهایت ماجرا منجر به کسب عزت بیشتر برای نظام اسلامی شود و مقتضای حکمت و مصلحت نظام باشد، مصطفای شهید نیز قطعاً با تعلیق موقت بخشی از فعالیت های هسته ای موافق است.
پس بهتر است منتقدان محترم ادلّه ای ارائه کنند که ثابت می کند تن دادن به توافق ژنو و به تبَع آن تعلیق موقت بخشی از فعالیت های هسته ای، بر خلاف مثلث مذکور بوده است. چون موافقان توافق نیز ادعا دارند که پذیرش آن بر مبنای مصلحت نظام بوده و مثلث طلایی فقه روابط بین الملل را نقض نکرده اند.
7. این یادداشت صرفاً ناظر به روش نقد تصمیمات دولت در حوزه سیاست خارجی است، و به معنای موافقت یا مخالفت بنده با توافق ژنو و تعلیق فعالیت های هسته ای نیست. بنده نظرم رو پیش از این در دو یادداشت عرض کرده ام و همچنان همان نگاه را دارم: اینجا و اینجا

حجت الاسلام سید کمیل باقرزاده

 

 

 

 

 

 

]]>
info@zbrs.ir () سیاسی Wed, 22 Jan 2014 19:09:50 +0330