Warning: session_start(): Cannot send session cookie - headers already sent by (output started at /home2/zeinabek/public_html/index.php:1) in /home2/zeinabek/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 532

Warning: session_start(): Cannot send session cache limiter - headers already sent (output started at /home2/zeinabek/public_html/index.php:1) in /home2/zeinabek/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 532
بسیج http://zbrs.ir/cultural/basij.html Wed, 22 Aug 2018 00:46:20 +0430 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir برگزاری دوره عمومی مقدماتی بسیج http://zbrs.ir/cultural/basij/911-dore-basij-96.html http://zbrs.ir/cultural/basij/911-dore-basij-96.html

basij a

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه، دوره عمومی مقدماتی بسیج حوزه مقاومت بسیج روحانیون حضرت زینب سلام الله علیها ، با حضور استاد جعفری و با شرکت فرمانده بسیج (مدیریت) محترم مدرسه سرکار خانم دیانتی، طلاب بسیجی پایگاه های شهیده صدیقه رودباری، عقیلة العرب سلام الله علیها، فاطمیه چیذر و صالحیه، امروز در محل سالن اجتماعات این مدرسه برگزار شد.

basij b

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Mon, 19 Feb 2018 12:47:01 +0330
گزارشی از دیدار با خانواده شهید سیدحسین علم الهدی http://zbrs.ir/cultural/basij/781-didar-khanevade-shahid-alamolhoda.html http://zbrs.ir/cultural/basij/781-didar-khanevade-shahid-alamolhoda.html

گزارش دیدار کادر اجرایی مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها               
 با خانواده شهید سید محمدحسین علم الهدی

به مناسبت بزرگداشت سوم خرداد، سالروز آزاد سازی خرمشهر، دیدار جمعی از سوی مدیریت محترم، معاونین و تعدادی از طلاب مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها روز چهارشنبه ۹۶/۳/۳ با خانواده شهید علم الهدی صورت گرفت.
در این دیدار خواهر شهید، سبک زندگی و نحوه اوقات فراغت شهید علم الهدی را متذکر شدند و صفات بارز شهید را پر کاری و تلاش بی وقفه و شجاعت ایشان نامیدند و بیان نمودند که زمانی که شهر اهواز تخلیه شده بود خانواده علم الهدی فعالیت های فرهنگی انجام می دادند و روی دیوارهای کوچه و خیابان آیات و روایات الهی را نصب می کردند تا رزمندگان دلگرم شوند و آخرین کسانی بودند که در شهر سکونت داشتند و از شهر دفاع می کردند و  زمانی که در شهر ساکن بودند به هیچ وجه وحشتی در دل احساس نمی کردند و در ادامه بیان داشتند خاطرات جنگ برایمان بسیار لذت بخش می باشد .
خواهر کوچکتر شهید از نامه ای که شهید علم الهدی به ایشان نوشته بودند گفتند و از ارتباط خوب و صمیمی شان. (متن نامه در پایان گزارش خواهد آمد.)
نکته ای که بسیار چشمگیر و قابل تأمل بود شادابی و سرزنده بودن خانواده شهید و نحوه بیان کردن خاطرات که با شور و شعف خاصی همراه بود.
در آخر طلاب سؤالات خود را در خصوص شهید پرسیدند و خانواده شهید تعدادی ازکتب خاطرات شهید سید حسین علم الهدی را به حوزه هدیه دادند.

qorAn shahid alamolhoda
متن نامه شهید علم الهدی به خواهرش زهره:
خواهر عزیز

سلام و درود، رسیدن به فلاح را برایتان آرزو می کنم چون در آغاز قدم گذاشتن در سال جدید از شما دور بودم و نتوانستم خود را به این راضی کنم که سال نو را آغاز کنیم و در این لحظات حساس از عمر با شما سخن نگویم ناچار برای اولین بار قلم به دست گرفتم و با شما حرف می زنم.

ساعتی پیش داشتم مطالعه می کردم به یک جمله رسیدم در مورد این جمله زیبا فکر کردم و مناسب دیدم که نتیجه این ساعات فکر را که در آستانه شروع سال جدید بود برایتان بنویسم.

شاندلshandel متفکر بزرگ اروپایی قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می گوید:

«انسان این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی می کند» ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم تمام عمر می دویم به این امید که لحظاتی بنشینیم.

تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می گذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمی کنیم و نمی یابیم زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می شود. نیازهای کاذب و مصنوعی که دائماً در آدم بوجود می آورند بوسیله تبلیغات است. تلویزیون را روشن می کنید بعد از دو ساعت خاموش می کنید به خودتان نگاه می کنید می بینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید قبلاً مثلاً با خاکستر دیگ را می شستید امروز حتماً باید پودر... بخرید. بوردا می خرید، زن روز می خرید نگاه می کنید در فکر تهیه لباسها و مدل های آن می افتید.

استعمار فرهنگی و فرهنگ زدائی از طریق تقلید، تشبه، رقابت مصرف های مصنوعی و سمبلیک و جلب توجه است و اینجاست که به سخن عمیق محمد(صلی الله علیه و آله) که من یتشبه بقوم فهو منه که از کلمه شبیه استفاده شده اگر زندگیمان مثل اروپایی ها شد اگر وضع لباسمان مثل مدلهای ارائه داده شده زن روز و بوردا و خانم... شد خود نیز از نظر خصوصیات انسانی و درک و انتخاب راه زندگی به سوی او شدن میل کرده ایم.

یکنواختی و قالبی شدن انسان ها در جوامع گوناگون و مخصوصاً در ملت ما که مرتباً بوسیله برنامه های فرهنگی مان در سطح وسیعی از طرف مسئولان امر پیاده می شود همه در قالب های ماشینیسم بخاطر بالا بردن مصرف جهانی مخصوصاً جهان سوم که دنیای صنعتی به ما تحمیل می کند. غارت اصالتها، منابع معنوی و از بین رفتن خصوصیات زندگی شرقی و یا اسلامی که عبارت از مصرف هر چه کمتر و تولید هر چه بیشتر بوسیله عوامل آموزشی دگرگون می شود. چرا که اروپای صنعتی می بایست برای تولیدات اضافی خود مصرف کننده پیدا کند. و چه کند که بتواند کالای مصرفی بدهد و مواد تولیدی بگیرد و منت هم بگذارد و خود را هم بالاتر و متمدن قلمداد کند واگر هم سواری خواست خر خوبی تربیت کرده باشد و... .

ابتدا با استعمار فرهنگی کار خود را آغاز می کند و سپس از یک خصیصه پاک و اصیل خدایی که به رسم امانت به انسان داده شده استفاده می کند و آن تنوع که شکلی از تکامل است.

می بینیم(همراه با درد)که تمام فلسفه ها و مذهب ها و ایده آلها و عشق ها و خواستها و ... خلاصه شده در این: اصالت مال زندگی مادی است بنابراین وقتی زندگی مادی اصالت دارد هدف رفاه است پس برای چه باید کار کرد؟ برای ساختن وسایل آسایش.

به نظر شما آیا انسان امروز بیشتر آسایش دارد یا انسان دیروز؟

پس همه نیروهایمان صرف فدا کردن آسایش زندگی، برای تهیه وسایل آسایش زندگی مي شود.

داستان شازده کوچولو را خوانده اید؟

آیا قربانی شدن آسایش زندگی، برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟

برای رسیدن به ایده آلهای مقدس انسانی؟ برای تقرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار او(الله)و نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی. زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن. یک دور باطل، دور حماقت کار- استراحت- خوردن- خوابیدن همین و بس!!!

بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست؟ مثال می زنم، آیا وقتی مثلاً به خواستگاری می روید چه می پرسید؟ می پرسید که آیا شما آدم باهوشی هستید؟ با شهامت هستید؟ چه مقدار در تاریخ و اقتصاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه مطالعه دارید؟ معلوماتتان چقدر است؟ و... هرگز!

درست همانگونه می اندیشیم و همانگونه انتخاب می کنیم که فرهنگ مادی بورژوازی غرب بما تحمیل کرده و معیار ارزشهامان بسته بندی شده از غرب می آید، اما خود نمی دانیم و نمی فهمیم و خیال می کنیم که اندیشه و فکرمان اسلامی است در صورتیکه اندیشه ای که قرآن بما می خواهد بدهد درست عکس آنست و با آن در تضاد کامل است و اصلاً اندیشه تربیتی قرآن برای از بین بردن چنین ارزشها و معیارها و طرز تفکرها و برداشت ها و چنین شناختی است نسبت به زندگی، حیات، وسایل مادی، نیازها، آرزوها، خواستها، ایده آلها و... .

و ما تمام تلاشمان و ناراحتی هامان و رنج ها و حتی نوع احساسهامان در اینست که بهتر زندگی کنیم به جای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلا چرا زندگی کنیم؟ و به اینها توجه نداریم، چرا که نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژوازی نجات دهیم از لجن مصرف بدون تولید، از لجن زندگی خلاصه شده در مادیات و تمام نیروهای خلاق و نبوغ های سرشار را در وسیله خلاصه کردن، درست مثل کسی که پله ای گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند، سوراخ سمبه های آن، رنگ آن و... که لحظه ای  خواهد رسید و مرگ گریبان او را فرا گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی راتبدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا ... کند و در نتیجه عمر تمام می شود و خود را به پشت بام نرسانده.

خواهش می کنم این جمله را با دقت بخوان و فکر کن تا عظمت آن را درک کنی الناس نیام اذا ماتوا انتهبوا(مردم خوابند وقتی که مردن متنبه می شوند، بیدار می شوند)که حدس می زنم این جمله زیبا از فاطمه(س)آن الگوی نمونه شاهد اسوه در همه زمان ها برای همه نسلها و همه دختران و مادران تاریخ،  آن چهره زنده که جز از وقایع مرگ او از تاریخ زندگیش چیزی نمی دانیم و او که باید در لحظه های زندگی در تصمیم ها در انتخاب ها در جلو چشمانمان باشد تا بیاموزیم که چگونه زندگی کنیم و چگونه بمیریم نتایجی که من از این جمله گرفته ام به شما ارائه می دهم چه بسا که شما فکر کنید و به نتایج عمیق تری دست یابید.

مردم خوابند؛

۱- خواب معمولا در شب است و از خصوصیات شب تاریکی و سیاهی و ظلمات است.

۲- کسی که خواب است از وقایعی که در اطرافش اتفاق می افتد بی خبر است.

۳- کسی که خواب است از خود نیز بی خبر ست.

۴- اگر دشمن داشته باشد بسادگی می تواند او را از بین ببرد یا در دام بیندازد.

۵-  هنگامیکه خورشید که مظهر نور است و روشنایی طلوع کرد انسان از خواب بیدار می شود.

۶- کلمه ناس بکار رفته به معنای توده مردم.

۷- چه کسی متنبه می شود، بیزار می شود، پشیمان می شود بعد از آن که بیدار شد؟

کسی که می فهمد استعدادها و نیروهای بسیار در وجود داشته، سرمایه های عظیمی خدا به او عطا کرده و آنها را راکد در عالم خواب و ناآگاهی قرار داده، همانند آب راکدی که می گندد و بوی بد می دهد و در ثانی کار از کار گذشته و مرگ فرا رسیده و راه بازگشتی نیست.

هدف او(الله) از آفرینش انسان تکامل بسوی اوست و سرمایه های مادی را در اختیار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بکار بریم، اما... چگونه بدست خود استعدادها و نبوغهایمان را دفن می کنیم و در گورستان فراموشی رها می کنیم و به قول قرآن زندگی مان کافرانه می شود.

زین للذین کفروا الحیوه الدنیا و یسخرون من الذین آمنوا و الذین اتقوا فوقهم یوم القیامه

کسانی که کفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شده و ایمان آورندگان را مسخره می کنند ولی کسانیکه  تقوی پیشه کردند روز قیامت و حیات اخروی برایشان بسیار برتر و مهمتر است.

در آیه ۱۴ سوره آل عمران مراجعه کنید و دریابید که در این آیه نقش زن در تعیین جهت فکری و مسیر زندگی مرد و اجتماع چگونه مطرح شده الدنیا مزرعه الاخره

آیه ۱۲ یونس، هر چه که نداشتیم از خدا می خواهیم و هنگامیکه خدا آنرا به ما داد او را فراموش می کنیم پس جزو مسرفین هستیم.

زیرا آنچه را از نعمتها که خدا بما داده تا در راه رسیدن به او بکار بریم و اگر بکار نگرفتیم مسرفیم.

کذلک زین للمسرفین ما کانوا یعملون- ان الله لایحب القوم المسرفین آیه ۳۱ اعراف این آیه بسیار عمیق  و زیبا و رسا است خطاب به بنی اسرائیل(همان قومی که پیامبر ما را به آنها تشبیه می کند) متاع و زینت دنیا را حرام نکردیم بر مردم بلکه اینها وسیله است برای مردم با ایمان و اینها فقط در دنیاست و البته در آخرت بهتر از این ها را به مردم با ایمان خواهیم داد.

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Sun, 28 May 2017 10:57:18 +0430
جلسه بصیرت افزایی انتخابات http://zbrs.ir/cultural/basij/769-jalase-basiratafzayi-2-95-96-2.html http://zbrs.ir/cultural/basij/769-jalase-basiratafzayi-2-95-96-2.html

basirat

بسیج مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها با توجه به لزوم و ضرورت آگاهی و بصیرت افزایی طلاب بسیجی، نشست ویژه انتخاباتی، با حضور حجت الاسلام و المسلمین محمدی شاهرودی؛ مسئول بسیج طلاب خواهران برگزار می کند.

زمان: چهارشنبه 27 اردیبهشت، ساعت 11 تا 12

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Sat, 06 May 2017 12:57:57 +0430
زیارت حرم مطهر امام خمینی ره http://zbrs.ir/cultural/basij/734-zyarat-haram-emam-95-96-2.html http://zbrs.ir/cultural/basij/734-zyarat-haram-emam-95-96-2.html

AharNews Engelab

پایگاه بسیج مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها اعلام کرد:

به مناسبت ایام الله دهه فجر، زیارت حرم مطهر امام خمینی (ره) و تجدید میثاق با امام و شهدا، روز چهارشنبه 20 بهمن برگزار می شود.
حرکت بعد از نماز جماعت ظهر و عصر از مقابل درب حوزه.
طلاب علاقمند به شرکت، تا پایان وقت اداری روز سه شنبه به واحد بسیج اطلاع دهند.

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Mon, 06 Feb 2017 14:10:29 +0330
گزارش برنامه های بزرگداشت نهم دی http://zbrs.ir/cultural/basij/703-gozaresh-9day95.html http://zbrs.ir/cultural/basij/703-gozaresh-9day95.html

9dey

معاونت فرهنگی اعلام کرد:

به مناسبت بزرگداشت نهم دی و روز بصیرت، واحد فرهنگی با همکاری بسیج مدرسه، فیلم سینمایی «یتیمخانه ایران» را برای طلاب و خانواده هایشان، در مجتمع فرهنگی پردیس، اکران کرد.

همچنین همایشی ویژه طلاب بسیجی، فرماندهان و مدیران حوزه در پادگان حضرت ولیعصر (عج) روز هفتم دی ماه برگزار شد، که سخنرانان محترم این جلسه جناب حجت الاسلام گواهی، جناب حجت الاسلام روحی و سرکار خانم افتخاری بودند و در پایان هدایایی به بسیجیان نمونه اهداء گردید.
تجمع حماسی نیز روز نهم دی ماه، با سخنرانی حجت الاسلام رئیسی و مداحی حاج سعید حدادیان در مصلی بزرگ امام خمینی (ره) برگزار شد که طلاب در این همایش شرکت نمودند.

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Sat, 31 Dec 2016 13:00:34 +0330
گزارش کوتاه از مراسم بزرگداشت هفته بسیج http://zbrs.ir/cultural/basij/690-marasem-hafte-basij-95.html http://zbrs.ir/cultural/basij/690-marasem-hafte-basij-95.html

صبح امروز مراسم بزرگداشت هفته بسیج با شعار انقلابی گری برگزار شد.

مهمان محترم این مراسم سرکار خانم دکتر مجتهدزاده؛ همسر جاویدالاثر سیدمحسن موسوی و رئیس سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع‌مقدس بودند.

   mojtahed

ایشان پیرامون ضرورت انقلابی گری صحبتهای بسیار مفیدی داشتند که در ادامه به خلاصه ای از این صحبتها اشاره می کنیم.

«مقام معظم رهبری همیشه در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) راه نظام را بیان می کنند، شاخصهای انقلابی بودن را ایشان گفته اند.
ایشان در پیامی در دیدار با خبرگان جدید فرمودند: انقلابی فکر کنید و انقلابی عمل کنید.

بسیجی یک نمونه انقلابی است، باید بیان شود ویژگی هایی که برای انقلابی می گویند چیست؟
اینکه اقا می فرمایند حوزه باید انقلابی باشد و اگر حوزه از خط خود کنار رود، جامعه به انحطاط میرود، این یک تکلیفی را مشخص می کند.
برای بسیجی دو ویژگی مشخص میکند: مسئولیت پذیری و بصیرت دو شاخص مهم است که هر کدام بدون دیگری وجودش بی فایده است. داعشی ها احساس وظیفه میکنند و مسئولیت پذیری دارند، ولی بصیرت ندارند.
بصیرت مهمترین مسئله است در انقلابی گری.

مقید بودن به مبانی دینی و ارزشهای اسلامی، در این مقید بودن ایشان به بصیرت تأکید ویژه ای دارند.
انسانهای بصیر کسانی هستند که جهان بینی شان را بر اساس هدفدار بودن نظام خلقت تبیین می کنند. وقتی بدانید که خلقت، نظام مند هست هدف دار است، وقتی بدانیم که هرچیزی برای هدفی آفریده شده ، تلاشی که شما دارید که بفهمید هدف چیست، برای خود تکلیف مشخص می کنید. هرکسی در هرجایی که هست، مسئولیت و تکلیفی دارد و باید وظیفه و نقشی که دارد انجام بدهد. ما اگر بصیرت نداشته باشیم و ندانیم تکلیفمان چیست، بصیرتمان کم می شود.
مثلا مرحوم خانم دباغ با هشت فرزند، آنقدر انقلابی گری کردند و در راه انقلاب، سخت ترین مجاهدت ها را به جان خریدند. چه چیزی باعث می شود که دختر 14 ساله اش را جلویش شکنجه کردند و صبر کرد؟ پایبندی به اعتقادات و انقلابی گری است. پایبندی به ایمان، اخلاص، ایثار، و همه ارزشهای اسلامی است.
کسی که انقلابی است به راحتی دروغ نمیگوید. قضاوت نادرست نمیکند، تهمت نمی زند، غیبت نمی کند، چون پایبند به ارزشهاست. ما باید در مسیر عبودیت خداوند باشیم.
شاخص دومی که مقام معظم رهبری برای بسیجی انقلابی بیان فرمودند، آرمانگرایی و تلاش برای رسیدن به هدف است. افق حرکت باید گسترده باشد. باید تکلیف و نقش خود را بدانیم، افق حرکت باید حکومت حضرت مهدی باشد. زمینه سازی برای ظهور ایشان... ما باید تلاش کنیم تا خداوند راه را برایمان روشن کند.

دشمنان ما دارند هزینه می کنند ما را تنزل دهند در ارزشهای اسلامی. می خواهند حافظه تاریخی ما را درباره دفاع مقدس از بین ببرند. ما جنگیدیم با دست خالی و پیروز شدیم. می خواهند ما فراموش کنیم مقاومت و پیروزی را.
می خواستند انقلاب ما را از بین ببرند. چرا انقدر تلاش می کنند انقلاب را از بین ببرند؟ فقط تغییر حکومت نبود. پیام انقلاب برای جهان مهم است و دشمنان نمی خواهند این پیام به جهان برسد.
آیا تنها کشوری که فاعیلیت دارد در سطح منطقه، جز جمهوری اسلامی ایران است؟ جز این است که در مقابل استکبار می ایستد؟ جز این است که در مقابل ظالم از مظلوم دفاع میکند؟ شعارهایی که داده می شود برای این است که ما را از این اهداف دور کنند. مثل شعار نه غزه، نه لبنان...
وقتی ما نتوانیم پیام را برسانیم و محصور شویم در مرزهایمان به یک کشور درجه سوم مثل افریقا تبدیل می شویم. همه کشورهایی که آنجا جنگ انجام شده و ما بهانه بودیم به ما یورش میکنند.

ما امروز نیاز داریم به الگو. نمونه بودن اینکه یک انقلابی توانست بایستد و در مقابل سختی ها پیروز شود، نمونه هشت سال دفاع مقدس است. خیلی از سرداران ما با جانشان وارد شدند. طراحی هایی که مهندسین بسیجی برای ساخت پل، در دوران دفاع مقدس می زدند که همه دنیا را متحیر می کرد، اینها الگو و نمونه است. ان تنصروا الله... رزمندگان سختی کشیدند و مقاومت کردند. واقعا شکنجه هایی که خیلی سخت بود ولی لذت یک آخ را بر دل بعثی ها گذاشتند. ما نیاز داریم به شواهد تاریخی مان.
شما در حوزه باید آینده نگری داشته باشید. دشمن دارد تلاش میکند تشیع انگلیسی ایجاد می کند. شما وقتی وارد حوزه می شوید، با یک حس تکلیف وارد می شوید. باید در مقیاس جهانی آموزش ببینید.

شاخص سوم شناخت دشمن است. شناخت نقاط ضعف و قوت دشمن... شناخت راه نفوذ دشمن...
ما مسئول هستیم. فردا باید پاسخگو باشیم. باید انقلاب را تبیین کنیم. باید مطالعه داشت. بدون مطالعه کار پیش نمی رود. ما زمان انقلاب به قدری خود را مسئول می دانستیم که وظیفه و تکلیف برای خود می دانستیم که مطالعه کنیم، با اینکه اطلاعات و پیشرفت علم به اندازه امروز نبود.
ما اگر دشمن را نشناسیم چگونه میخواهیم در مقابل دشمن بایستیم؟
بسیج معجزه الهی بود که به ذهن امام آمد. ما خیلی کارهای ساختاری کردیم. بسیج واقعا یک معجزه است. ما همه جا بسیج داریم و شاخ و برگش همه جا رفته. بسیج اصناف، محلات، مهندسین و ... چه کسی فکر می کرد بسیج موفق شود؟ ما زمان قبل از انقلاب، مبارز بودیم و به تکلیفمان عمل می کردیم. پیروزی ما واقعا معجزه بود.
کسی که میخواهد وارد این کار شود و بسیجی انقلابی باشد، نباید تنبلی داشته باشد. تنبلی، شیطان است.
شاخص چهارم استقلال است در همه ابعاد. استقلال فرهنگی: امریکا به ما حمله نظامی نخواهد کرد و از آن آسانتر و موفق تر برای او حمله فرهنگی است. استقلال نظامی و سیاسی...

شاخص پنجم: تقوای دینی و سیاسی است.
تقوای سیاسی یعنی همین که دشمن هنوز نتوانسته یک لغزش از رهبری و خانواده اش بگیرد.

ایشان در پایان به درخواست طلاب کمی از همسرشان گفتند: من و همسرم هردو قبل از انقلاب مبارزه سیاسی می کردیم. ما ازدواجمان یک ازدواج عاشقانه ی فامیلی بود. ایشان یک بار من را دم در منزلمان دید و بعد به خواستگاری من آمد.
ما تازه عقد کرده بودیم که ایشان را ساواک گرفت. من آن موقع از خدا خواستم از ایشان یک پسر به من بدهد و هفت سال با هم زندگی کنیم. فرشته ها آمین گفتند و خداوند به من یک پسر به نام رائد داد و بعد از هفت سال از زندگیمان، در سال 1361 ایشان اسیر شد.
ایشان در آخرین نامه برایم نوشت: «سرنوشتی برای من اتفاق می افتد که معلوم نیست شهیدم یا زنده و این برای این است که من همیشه زنده بمانم.» و از وقتی ایشان اسیر شده همیشه همه اخبار یا حمل بر زنده بودن ایشان است یا شهادت ایشان...

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Sun, 27 Nov 2016 20:01:19 +0330
مراسم بزرگداشت هفته بسیج http://zbrs.ir/cultural/basij/688-marasem-hafte-basij95.html http://zbrs.ir/cultural/basij/688-marasem-hafte-basij95.html

معاونت فرهنگی اعلام کرد:

hafteBasij

با توجه به فرارسیدن هفته بسیج و جامه عمل پوشاندن به شعار هفته بسیج امسال که عبارت است از: «بسیج؛ انقلابی گری و خدمتگذاری» لازم دیده شد مراسمی به همین مناسبت برگزار شود.

این مراسم روز یکشنبه 7 آذرماه از ساعت 11 تا اذان ظهر برگزار می شود.

مهمان محترم این مراسم سرکار خانم دکتر مریم مجتهدزاده، همسر جاویدالاثر سیدمحسن موسوی و رئیس سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع‌مقدس می باشد.

seyedMohsen Moosavi

جاوید الاثر سیدمحسن موسوی، در سال 1361 کاردار سفارت ایران در لبنان بود. وی از همراهان حاج احمد متوسلیان و یکی از ۴ دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان است که هنوز خبر موثقی از سرگذشت ایشان در دست نیست. برخی شاهدان، ایشان را در زندانهای اسرائیل دیده اند و برخی دیده اند که ایشان به دست فالانژهای اسرائیلی به شهادت رسیده.

ببینید | قسمتهایی از برنامه ماه عسل با حضور سیدرائد موسوی فرزند جاویدالاثر سیدمحسن موسوی
Watch video!

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Tue, 22 Nov 2016 10:42:46 +0330
برنامه های دهه فجر http://zbrs.ir/cultural/basij/576-barname-dahe-fajr94-2.html http://zbrs.ir/cultural/basij/576-barname-dahe-fajr94-2.html

فرمانده بسیج مدرسه از برنامه های دهه فجر خبر داد.

 Dahe Fajr 13

به مناسبت ایام الله دهه فجر و جشن پیروزی انقلاب اسلامی، برنامه زیارت مزار مطهر شهدا برقرار می باشد. ان شاالله روز یکشنبه 18 بهمن، ساعت 14 از مقابل درب حوزه به سمت گلزار شهدای تهران حرکت خواهیم کرد.

برنامه ی دیگر به مناسبت بزرگداشت این ایام، سخنرانی استاد گرامی، خانم ترابی کیا است که روز سه شنبه 20 بهمن ماه از ساعت 10:15 تا اذان ظهر برگزار می شود. موضوع سخنرانی ایشان با توجه به نزدیک شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، بحث انتخاب اصلح است.

در پایان از همه طلاب عزیز دعوت می شود در مراسم یوم الله 22 بهمن در میدان آزادی، شرکت نمایند و موجب شادی دل امام و شهدا و امام خامنه ای عزیز شوند.

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Mon, 01 Feb 2016 10:24:56 +0330
گرامیداشت شهدای مدافع حرم http://zbrs.ir/cultural/basij/531-یادواره-شهدای-مدافع-حرم.html http://zbrs.ir/cultural/basij/531-یادواره-شهدای-مدافع-حرم.html

صبح امروز یادواره شهدای مدافع حرم با محوریت سردار شهید حسین همدانی، با حضور همسر گرامی و فرزند این شهید عزیز، در حوزه برگزار شد.

این مراسم با عزادری برای مصائب حضرت زینب کبری سلام الله علیها، پخش فیلم و خاطره گویی خانم همدانی همراه بود.

خانم همدانی خاطراتی از همسر عزیزشان نقل کردند که خلاصه ای از آن را در ادامه می خوانید.

«من و حاج آقا سال 56 ازدواج کردیم. من 18 سالم بود و ایشان پسر عمه من بودند. قبل از ازدواج با من که صحبت کردند گفتند: "من طرز فکرم اینطور است، می خواهم با طاغوت مبارزه کنم."

مدت کوتاه نامزدی کارهایش را به من می گفت و من خوشحال بودم با کسی ازدواج می کنم که چنین طرز فکری دارد. به من گفت: "من حتما زندان می روم و ممکنه اعدام هم بشوم. باید خودت را آماده کنی برای چنین زندگی."

زندگی ما خیلی ساده بود و در دو اتاق با مادر ایشان که عمه ام بودند، زندگی می کردیم. ایشان از هفت سالگی کار می کردند و خرج تحصیل خودشان را در می آوردند.

من هم با خودم نیت کردم که تا اخر با ایشان زندگی کنم و در تمام مراحل در کنارشان باشم. کمر همت را بستیم و با بسم الله شروع کردیم.

ایشان نوارهای امام را می آوردند و شبها با صدای خیلی کم و احتیاط زیاد گوش می دادیم.

بعد از مدتی ایشان رفت راننده ی اتوبوس شد و از تهران به همدان مسافر می برد. برای من سؤال شده بود که چرا ایشان راننده شده. وقتی پرسیدم گفت: "حالا بعدا متوجه می شی." بعدها برایم گفت: "من از تهران به همدان در قالب راننده اتوبوس، اعلامیه می بردم. یک بار یکی از ساواکی ها متوجه شد و با آجر سرم را شکست تا بتواند اعلامیه ها را بردارد که دوستانم به دادم رسیدند."

یک بار برایم تعریف کرد از روزی که با یک گونی اسلحه دور میدان آرامگاه همدان، پلیس آژیرکشان دنبالش کرده بود و وقتی گرفته بودش، پلیس به ایشان گفته بود شما بخاطر تخلف در رانندگی جریمه می شوید. حاج آقا می گفت: "حاضر بودم صدبرابر جریمه بدهم از خوشحالی. چون فکر می کردم ساواک متوجه اسلحه ها شده."

حاج آقا اخلاص زیادی داشت و کارهایش را فقط برای خدا می کرد و به نحو احسن انجام می داد، شجاعت زیادی داشت و همیشه در مبارزه با باطل بود.

به قول یکی از دوستان، زندگی حاج آقا پنج دوره داشت. مبارزات قبل از انقلاب، مبارزات کردستان، مبارزات جنگ تحمیلی، مبارزات دوران فتنه ها که رنج زیادی کشید و غصه ی زیادی خورد. مبارزات سوریه و دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها.

پسرهایم می گفتند: ما هر چقدر هم که بدویم به بابا نمی رسیم کاملا مرتب از 5 صبح کارهایش را شروع می کرد. ورزش روزانه اش را داشت و تا شب در حال کار بود. وقتی هم خانه می آمد پا به پای من کمک می کرد. وقتی می گفتم حاج اقا شما خسته هستید از صبح کار کردید. می گفت: "مگه شما خسته نیستید؟"

از لحظه لحظه ی عمرش خوبِ خوب استفاده می کرد. می گفت: "برای خواب فرصت زیاد هست." هر مسئولیتی که به عهده اش می گذاشتند، به بهترین نحو انجام می داد. به بچه ها فقط راه را نشان می داد و انتخاب را بر عهده ی خودشان می گذاشت.

او یک دوست خوب، یک همسر خوب و یک پدر خوب بود...»

yadvare shahid hamedani2

همسر شهید همدانی در مورد سه روز قبل از شهادت و آخرین روزی که ایشان را دیدند این گونه گفتند:

«بعد از دوازده روز آمد تهران، گفتم: زود آمدید؟ گفت: "برای کار کوچکی آمدم و بعد از دو سه روز باید برگردم. جوانان سوری اکثراً پدر و مادرشان را از دست دادند، برای این آمدم که مبلغی پول ببرم برای ازدواج جوانان سوریه کمکی باشد."

قرار بود دوشنبه بعدازظهر با حضرت آقا ملاقاتی داشته باشد. از ملاقات آمد و به خاطر سردرد، رفت استراحت کند که متوجه شدم به جای استراحت رفته طبقه پایین و دو تا پنکه گذاشته و یک قابلمه آب داغ. فریزر قدیمی مان را که کلی برفک گرفته بود تمیز می کند. گفتم: "حاج آقا شما ساعت 6 پرواز دارید. چرا نرفتید استراحت کنید؟" گفت: "من دارم میرم، شما هم کمر و پادرد داری گفتم کمی کمکت کرده باشم."

وقتی آمد بالا دختر بزرگم یک لیوان چای گذاشت جلویش و با سوهانی که روی میز بود چای را خورد، دخترم گفت: "باباجان شما قند دارید با سوهان نخورید"، گفت: "بابا جان دیگه قند رو ولش کن."

ساعت 6 عصر پرواز داشت. آمدم اتاقش دیدم همه ی اتاق را کاملاً تغییر داده. جایی که عبا و جانمازش بود را جمع کرده و تخت دخترم را گذاشته، همه وسایلش را جمع کرده بود. هیچ وقت این کار را نمی کرد که قبل از رفتنش وسایل اتاقش را کلا جمع کند. علت را که پرسیدم گفت: "من که دارم میرم، گفتم وسایل را هم جمع کنم."

آمد نشست کنار من و دخترهایم و نگاهی کرد بهشان و گفت: "زهرا و سارا، بابا این بار برود دیگر بر نمی گردد."

دخترهایم که خیلی بابایی هستند، گریه کردند. من خطاب به دخترهایم گفتم: "بابا همیشه از قبل انقلاب در مبارزات بوده و جبهه. خدا حفظش کرد الان هم به خدا توکل می کنیم..."

حاج آقا به من لبخند زدند و گفتند: "نه این بار شهید می شوم."

منم با شوخی و خنده گفتم: "حاج آقا شهید شدید شفاعت منم می کنید؟" دوباره لبخند زد و گفت: "بله"

گفتم: "حاج آقا شما شهید بشید من شما رو همدان نمی برم ها." گفت: "نه حتما ببرید." گفتم: "حاج آقا دردسر درست نکنید برا من. تو جاده سخته." گفت: "نه حتما باید ببرید همدان."

همه ی این حرف ها با شوخی و خنده بود. فکر نمی کردم جدی باشد. کمی به دخترهایم که گریه می کردند دلداری داد و حرف زد باهاشان و رفت تو اتاق و ساک همیشگی اش و وسایلی که همیشه می برد و بافت ها و کلاه را خالی کرد. پرسیدم: "مگه اینها را نمی برید؟" گفت: "نه، من خیلی زود برمی گردم. لازمم نمی شود."

انگشترهای عقیقی که داشت را هم درآورد و گذاشت جلوی آینه.

از زیر قرآن ردش کردم و رفت. سه بار آمد در خانه و برگشت. ازش پرسیدم: "چیزی می خواهید؟" گفت: "نه."

حاج آقا اهل پیامک نبود. ولی وقتی رفت یک پیامک خداحافظی برای من زد.

فردای آن شب، دخترم گفت: "مامان خیلی دلم برای بابا تنگ شده. هیچ وقت اینطوری نبودم."

کل سفر این بارش سه روز بود. دوشنبه رفت و پنجشنبه شهید شد. این بار آخر بی قرار رفتن بود. وقتی به چهره اش نگاه می کردم دلم می ریخت. انقدر که نورانی شده بود. هر وقت یاد آن چهره ی نورانی آخرین شب می افتم حالی می شوم که نمی توانم توصیف کنم. من این همه سال با ایشان زندگی کردم ولی چهره ی آن شب آخر، حالت خاصی بود.

چند روز بعدش ساری بودیم که ساعت 12-1 نیمه شب تلفن ها شروع شد و من فکر می کردم طبق معمول شایعات شروع شده که بگویند شهید شده و زخمی شده و ... ولی وقتی سومین تلفن شد دیگر یقین کردم که شهید شده. اما گفتند در کماست.

به دخترهایم گفتم: "قیافه ی آن روز پدرتان را یادتان هست؟ بابا حتما شهید شده." دخترهایم گریه می کردند و می گفتند: "توروخدا دعا کن تو کما باشه." گفتم: "نه. حتماً شهید شده. بار آخر بی قرار رفتن بود. خیلی سخته اما او به آرزویش و قافله ای که جا مانده بود رسید."

فراقش برای ما خیلی سخت است. اما خوشحالیم که به آرزویش رسید.»

yadvare shahid hamedani 1

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Sat, 07 Nov 2015 14:23:06 +0330
گرامیداشت هفته دفاع مقدس برگزار شد. http://zbrs.ir/cultural/basij/500-گرامیداشت-هفته-دفاع-مقدس-برگزار-شد.html http://zbrs.ir/cultural/basij/500-گرامیداشت-هفته-دفاع-مقدس-برگزار-شد.html

صبح امروز، بزرگداشت هفته دفاع مقدس، توسط بسیج مدرسه، برگزار شد.

سرکار خانم دیانتی، مدیریت مدرسه، در آغاز سال تحصیلی جدید به صحبتهایی پیرامون ذی طلبگی، پرداختند و پس از پخش کلیپ «در آرزوی شهادت»، جناب آقای سردار مجتبی عسگری، مسئول دفتر حفظ و نشر آثار دفاع مقدس، به بیان خاطراتی از روزهای دفاع مقدس و سیره ی شهید حاج احمد متوسلیان، فرمانده ی خود در دوران مبارات کردستان و جنگ تحمیلی پرداختند.

hafte defa 94 4

hafte defa 94 1

hafte defa 94 2

hafte defa 94 3

]]>
info@zbrs.ir (Zolfaghar) بسیج Tue, 22 Sep 2015 12:28:09 +0330